شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

مادری یا فعالیت اجتماعی؟

در «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» ما با دو تیپ زن متناقض مواجهیم. از طرفی مادرانی داریم که به دلیل عدم مراقبت کافی از فرزندشان و سپردن آنها به سرایدار و نگهبان، مورد سرزنش قرار میگیرند و از طرفی خانم وکیلی را داریم که با داشتن فعالیت اجتماعی بسیار، زمان زیادی را در خارج از منزل میگذراند. هم در مورد شیرین یعنی دختری که در گذشته مورد آزاد جنسی قرار گرفته است و هم در مورد عسل دختری که به تازگی مورد تجاوز قرار گرفته، میتوان مادر را به عنوان مقصر دید. در مورد شیرین این اتهام بیشتر از زاویه دید دوربین نشان داده میشود. اینکه مادر به دلیل شاغل بودن، نمیتواند دختر خود را به مدرسه ببرد و او را به دست نگهبان میسپارد. نگهبان حتی بچه را به پارک میبرد و جای خالی مادر بیشتر احساس میشود. در مورد عسل نیز از همان آغاز که پدر سنتی خانواده متوجه میشود که سرایدار، عسل را به مدرسه میبرد و می‌آورد، میخواهد دست روی مادر بلند کند و با اعتراض با او برخورد میکند. در مورد مادر عسل، فیلم روشن نمیکند که این غفلت مادر به چه دلیل بوده است اما در مورد مادر شیرین، علت اصلی شاغل بودن او نشان داده میشود. مسئلۀ جالبی که در مورد شغل مادر وجود دارد تاکید بر این مسئله است که شاغل بودن مادر شیرین به دلیل نیاز مالی نبوده است. در جایی مادر صریحا ابراز میکند که من شغلم را دوست دارم و نمیخواهم از دستش دهم. با توجه به فضایی که فیلم ترسیم کرده است، در مقابل این جنایت، مادران بیش از همه در مظان اتهام قرار گرفته‌اند.
اما مسئله وقتی پیچیده تر میشود که قهرمان داستان در نقش مریلا زارعی که وکیل شیرین است وارد می شود. این زن که مثل یک مرد پیگیر کارهای شیرین است، در محیط های خطرناک عبور و مرور میکند. رانندگی میکند و به شهرهای دور میرود. به خانه‌های مردم میرود و با آنها تعامل دارد. در اینجا زنی را داریم که فعال اجتماعی است. البته نشان داده نمیشود که این زن مجرد است یا متاهل و آیا فرزندی دارد یا نه؟ در اینجا کارگردان با تناقض روبه‌رو میشود. از طرفی مادر را به دلیل نگذاشتن زمان کافی برای فرزند متهم میکند و از طرف دیگر تیپ ایدهآل زن را، زنی فعال در عرصۀ اجتماعی نشان میدهد. شاید هم باید باور کنیم که فقط زنان مجرد میتوانند در عرصۀ اجتماعی فعال باشند! که این بار هم چیزی را از زن محروم کرده‌ایم.
از طرفی نیز فیلم با تاکید بر ساختارهای اجتماعی، مادر ایده‌آل را مادری تصویر میکند که تمام زمان خود را برای فرزندش بگذارد زیرا بسترهای اجتماعی برای اعتماد به افراد وجود ندارد. در واقع هیچ کس نیست که بتوان به او برای مراقبت از فرزند اعتماد کرد و جامعه را محلی امن برای تربیت فرزندان در نظر نگرفته است.
در هرحال این مسئلۀ تربیتی اهمیت به سزایی دارد که آیا تربیت فرزند از طریق مادر کمی است یا کیفی؟ یعنی آیا تربیت ایده‌آل تربیتی است که مادر بیست و چهار ساعته در کنار فرزند خود حضور داشته باشند؟ تا چه سنی این حضور فیزیکی باید ادامه داشته باشد؟ یا مهم این است که بتوان ساعاتی با کیفیت به تربیت فرزند پرداخت و در باقی ساعات میتوان او را تنها گذاشت؟
در انتخاب هر یک از پاسخ‌ها باید به این مسئله توجه کرد که زن به عنوان یک مادر تا چه میزان سهم مادری و تا چه میزان سهم فعال اجتماعی دارد؟ این سوال، یکی از مهمترین سوالات مادران امروز است. مادری که به دلیل تغییر جامعه و زندگی در جامعۀ مدرن باید به این سوال پاسخ دهند. سوالی که تا پیش از این اساسا مطرح نبوده است، امروزه به صورت سوال همه‌گیری در میان زنان متعهد جامعه در آمده است.
به نظر میرسد همانطور که درخشنده نتوانسته است به این سوال جواب دهد و در دام تناقضگویی افتاده است، نگارنده نیز جواب مشخصی برای این سوال ندارد!

این مطلب در زنان پرس به چاپ رسیده است.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.