شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

زن، انسان هم هست!

خدا در قرآن زنان و مردان را مورد خطاب قرار داده است. از روح خود در مرد و زن دمیده است و بسیاری از ویژگی‌ها را برای هر دو جنس به کار برده است. این همه تاکید در قسمت‌های مختلف قرآن بر دو جنس، برای جلوگیری از این بدفهمی است که نگاه خدا به انسانیت انسان‌ها در جنس مرد متفاوت با جنس زن است.
اگرچه نگاه مردسالارانه در طی قرون متمادی، تفاوت جنسیتی را پر رنگ می‌کند، امادر قرآن و احادیث معصومین و سیره ائمه اطهار خصوصا زنان به نام اسلامی، مانند حضرت فاطمه و حضرت زینب، بعد انسانی جنس زن مورد تاکید قرار گرفته است.
با این حال از آنجا که طبیعت زن با طبیعت مرد متفاوت است، احکام حاکم بر دو جنس یکسان نیست. باید یادآور شویم که طبیعت متفاوت زن و مرد فقط در تفاوت‌های جسمانی خلاصه نمی‌شود بلکه منش، اخلاق،‌ خلق‌وخو و ویژگی‌هایی رفتاری در زنان وجود دارد که آنان را متفاوت از مردان می‌کند.
پس می‌توان نتیجه گرفت که زنان دارای دو بعد هویتی انسانی و زنانه هستند که در واقعیت نمی‌توان این دو را از هم جدا کرد اما برای تقریب به ذهن این دو بعد را از هم جدا می‌کنیم. بعد زنانه هویت زن، دارای ویژگی‌هایی است که به دلیل وجود این ویژگی‌ها احکام متفاوت درباره آن وضع شده است. مثلا نیاز به جلوه‌گری یکی از گرایش‌هایی است که در زنان وجود دارد. برای تعیین حدود این گرایش، خداوند حکم حجاب را برای زنان در رابطه با تعدادی از مردان که آنها را نامحرم می‌نامد، اجرا کرده است. گرایش به جلوه‌گری در ذات خود، گرایشی منفی نیست، بلکه آنچه خدا بر آن تاکید می‌کند، رعایت حدود این گرایش است. در واقع جلوه‌گری در مقابل همسر توصیه نیز شده است. پس آنچه در مورد این گرایشات در بعد زنانه هویت زن اهمیت دارد تعیین حدود آن و به تعادل رساندن آن است.
به نظر می‌رسد آنچه زنان را از به تعادل رسیدن در گرایشات خارج می‌کند فروکاست هویت آنها به هویت زنانه و در نظر نگرفتن هویت انسانی آنها است. جامعه مدرن از یک سو با کالایی کردن زن و استفاده از آن به عنوان موجودی صرفا زیبا -نه عاقل- زن را به موجودی کاهش می‌دهد که تنها کاری که از او بر می‌آید رقصیدن و آواز خواندن و زیبا کردن خود و به عبارتی جلوه‌گری است. جامعۀ سنتی نیز با تقلیل هویت زن به این گرایشات و تاکید بیش از حد بر حفظ حجاب و رعایت احکامی که اختصاص به بعد زنانه هویتی او دارد، زن را تنها به این بعد می‌کاهد.
آنچه امروزه به عنوان معضل حجاب مطرح می‌شود، تربیت زن به عنوان «زن» نه به عنوان یک «انسان» است. با آنکه جامعه سنتی بر رعایت حدود زن تاکید می‌کند اما از آنجا که زن را تنها موجودی نه از جنس خدا بلکه فردی با گرایشات خاص می‌بیند، این نگاه تقلیل‌گرایانه به زن را تقویت می‌کند. وقتی بسیاری از پسران جوان مهم‌ترین معیار ازدواج را زیبایی قرار می‌دهند؛ وقتی زن را در لفاف شوخی متهم به خاله زنک بودن می‌کنند؛ وقتی زنان را در مسایل مهم سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مشارکت نمی‌دهند؛ دنیای زنان را به مسایلی زنانه، جزئی و بی‌تاثیر کاهش می‌دهند و از آنها نه انسان بلکه زنانی با گرایشاتی زنانه می‌سازند. در واقع با این نگاه، زن خود را تنها در این بعد هویتی می‌بیند و به دنیایی که مهم‌ترین مسایلش طلا، زیبایی و حرف دیگران است، رانده می‌شود.
در حالی‌که اگر زن را به عنوان یک انسان مطرح کنیم، اگر او را نه به عنوان موجودی که مهم‌ترین کارش حفظ حجاب است بلکه به عنوان بنده‌ای که باید در مقابل جهانی که برای خودش ساخته است، مسئول باشد؛ در مقابل خداوند جوابگو باشد؛ اگر زن را فردی در نظر آوریم که دارای استعدادهای ذاتی است و باید جامعه را از این استعدادها بهره‌مند کند؛ اگر جهان او را بزرگ کنیم؛ اگر مشارکت اجتماعی و اقتصادی او را بیشتر کنیم؛ اگر او را انسان ببینیم مثل نگاه خداوند؛ آن وقت گرایشات زنانه خود به خود به تعادل می‌رسد و معضلاتی از جمله حجاب، رفع می‌شود. تا زمانی‌که بعد هویتی زنانۀ زن این‌چنین متورم شود که انسانیت او افلیج و معلول بماند، زن تنها گرایشات زنانه است و کنترل این گرایشات سخت. اما اگر زن خود را انسان تعریف کند و دو بعد هویتی‌اش با هم رشد کرده به تعالی برسد، معضلات زنان حل می‌شود؛ زن از انسانیت خود هویت می‌گیرد و نیازی به جلوه‌گری ندارد.
آنچه از زنان در جامعه می‌بینیم و ما را آشفته می‌کند، آینه‌ای از آن‌چیزی است که ما خود از زن ساخته‌ایم.
این مطلب در سرسرای مهرخانه درج شده است.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.