شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

گهواره‌ای که برای مادری نیست

زنان همیشه در سینمای بعد از انقلاب نقش داشته‌اند. اگرچه در دوره‌هایی کمتر یا بیشتر. به نظر می‌رسد توجه به زنان در دهه هفتاد با ظهور ستارگانی چون «نیکی کریمی» و «هدیه تهرانی» پر رنگ می‌شود. در این دوران فیلم‌هایی چون «پری»، «دو زن»، «روسری آبی»، «سگ‌کشی»، «باشو غریبۀ کوچک» و غیره ساخته می‌شود که در آنها زنان نقش محوری را ایفا می‌کنند یا قهرمان اصلی فیلم هستند و یا موضوع فیلم زنانه است.
با تحلیل چگونگی بازنمایی نقش زنان در فیلم‌های پس از انقلاب به طور کلی می‌توان دوگونه زن را در این فیلمها شناسایی کرد. زنان سنتی و زنان مدرن. فیلم‌هایی چون «سگ‌کشی»،«دنیا»،«چتری برای دو نفر» و «قرمز» قصد دارند زنانی را به عنوان قهرمان اصلی داستان معرفی کنند که زنانی مدرن هستند. در برخی از این آثار زن مدرن در مقابل زن سنتی قرار می‌گیرد و در نبرد با این زن، پیروز می‌گردد. «دنیا» و «چتری برای دو نفر» از جملۀ این فیلم‌ها است. در این دو فیلم، زن سنتی در رویارویی با زن مدرن کنار نهاده شده و زن مدرن جای او را می‌گیرد. روایت جدیدتر زن سنتی را می‌توان در فیلم «به همین سادگی» دید. در این فیلم زن سنتی در چالش به موجودیت خود، به تامل دربارۀ خویشتن می‌پردازد.
با این حال آنچه «گهواره‌ای برای مادر» را از دیگر آثار سینمایی جدا می‌کند، بازنمایی زن سنتی به عنوان قهرمان داستان و فضایی است که زن سنتی در آن به نمایش درآمده است یعنی حوزۀ خواهران. در دهۀ هشتاد با فیلمی چون «مارمولک» و اخیرتر با فیلم «طلا و مس»، روحانی و تا حدی حوزه علمیه در سینما نشان داده می‌شود. میتوان گفت «گهواره‌ای برای مادر» نخستین فیلمی است که دربارۀ حوزۀ خواهران ساخته شده و حوزۀ خواهران را با نماهای high tangle به خوبی به تصویر کشیده است.
قهرمان اصلی داستان، نرگس، طلبه‌ای در حوزۀ علمیه است که توانسته بورس دانشگاهی در روسیه را بگیرد و برای تدریس به آنجا رود. گره داستان وقتی شروع می‌شود که نرگس با مادر بیمار خود روبه رو می‌شود که سخت نیازمند او است. داستان دربارۀ کشاکش نرگس با دو راهی‌ای است که در مقابل خود می‌بیند یعنی نگهداری مادر یا پیشرفت خود و رفتن به روسیه.
می‌توان «گهواره‌ای برای مادر» را فیلمی زنانه دانست. زیرا قهرمان اصلی داستان زن است، موضوع فیلم نیز دربارۀ مادر است. زنی که در این فیلم به نمایش در می‌آید، زنی سنتی است که حتی به تق تق کردن کفش‌هایش روی سنگفرش، حساس است. چادری است و تحصیلات حوزه را به عنوان رشتۀ تحصیلی پذیرفته است. تمامی این ویژگی‌ها از او زنی سنتی را می‌سازد. جالب آنکه بر عکس فیلم‌هایی که پیش از این نام بردیم، نرگس به عنوان قهرمان مثبت داستان در کسوت زنی سنتی به نمایش درآمده است.
اما با نگاهی عمیق‌تر به شخصیت نرگس، وجوهی در آن دیده می‌شود که چندان سنتی به نظر نمی‌رسد. نرگس اگرچه در حوزه درس می‌خواند اما از محل زندگی خود دور شده و با استقلالی نسبی به شهری دیگر کوچ کرده و آنجا مشغول به تحصیل است. به تنهایی و با قطار سفر می‌کند. امورات اقتصادی خود را نیز از طریق شهریه‌ای که حوزه به او می‌دهد و تدریس در حوزه می‌گذراند. بنابراین می‌توان زنی کاملا مستقل به لحاظ مالی و اجتماعی را دید که به خوبی مدیریت زندگی‌اش را برعهده دارد. چهرۀ این زن با زن‌های سنتی فیلم‌هایی که در آغاز بیان شد، از این جهت متفاوت است. تا بدینجا نمی‌توان شخصیت نرگس را دچار خدشه کرد. در جامعۀ کنونی بسیاری از دختران با حفظ حجاب و هنجارهای دینی و اخلاقی جامعه، استقلال مالی و اجتماعی خود را دارا هستند.
آنچه در شخصیت نرگس تناقض ایجاد می‌کند اصرار او در عدم ازدواج است. خصوصا این تقابل در کنار دوست طلبۀ او بیشتر نمود دارد. دوست نرگس که به تازگی عقد کرده است، دربارۀ ازدواج و مزیت‌های آن صحبت می‌کند. در جایی دوست نرگس، از او برای دوست شوهرش خواستگاری می‌کند که نرگس پیش از آنکه حرف دوستش تمام شود، سخن او را قطع می‌کند. خواستگارهای دیگر نرگس، یکی یکی سر می‌رسند و او بدون بیان دلیلی منطقی، همگی را رد می‌کند. اگرچه این شبهه ایجاد می‌شود که حتی رد کردن خواستگارها نیز به دلیل مسئولیت نگهداری از مادر است؛ اما این مسئله منطقی به نظر نمی‌رسد زیرا می‌توان با اتخاذ تصمیماتی این مشکل را حل کرد و ازدواج مانع قبول این مسئولیت نمی‌شود. یکی از خواستگارها نیز بر این مسئله تاکید می‌کند که با ازدواج، مسئولیت مادر او را نیز برعهده می‌گیرد اما نرگس باز هم امتناع می‌کند.
پارادوکس شخصیت نرگس در این نقطه است. او زنی سنتی است اما حاضر است برای پیشرفت شخصی و منافع فردی، امری را که سنت و دین بر آن این همه تاکید دارد، به تعویق بیاندازد. او درس دین میخواند اما تکلیف دینی را فراموش کرده و از ازدواج طفره می‌رود. او در پی برنامه‌های شخصی خود است و اساسا برنامه‌ای برای ازدواج در آینده نیز ندارد.
این تناقض وقتی بیشتر به چشم می‌آید که موضوع فیلم در گرامی‌داشت مادران است. زنی از مادر خود نگهداری می‌کند که علاقه‌ای به مادر شدن ندارد. آیا با نشان دادن زنی که نمی‌خواهد مادر باشد، فیلمی ساخته‌ایم که ارزش و قدر مادران را بالا ببرد؟ به نظر می‌رسد این مشکلی است که در فیلمنامه وجود دارد و به نوعی نقض غرض است. پس اگرچه این فیلم زن سنتی را به عنوان قهرمان فیلم نه ضد قهرمان به تصویر می‌کشد اما وجوه مدرن این شخصیت، فیلمنامه نویس را دچار تناقض گویی در شخصیت وی می‌کند.
اگرچه نرگس گهواره‌ای برای مادر می‌شود اما این فیلم گهواره‌ای برای مادری نیست.
این نقد برای نشریۀ الکترونیک بانوی برتر نوشته شده است.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.