شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

تعارض نقشی مادر و معشوقه در فیلم «گذشته»

6861_684

اغلب در فیلم‌های اصغر فرهادی یک قهرمان وجود ندارد. بنابراین می‌توان از وجود زن قهرمان در اکثر فیلم‌های او سخن گفت. قهرمان یا قهرمان‌های زن در فیلم‌های فرهادی، گاهی همسراند، گاهی مادر. در «چهارشنبه سوری» نقش همسری در قهرمان زن فیلم او پر رنگ است. در این فیلم زن قهرمان داستان که به همسر خود شک دارد، در پی کشف ماجرای خیانت او است. پس نقش زن در این فیلم بیش از هر چیز بر همسر و تعهدات اخلاقی او مربوط می‌شود. در «دربارۀ الی» نیز نقش همسری پر رنگ‌تر از سایر نقش‌های قهرمان زن فیلم است. در این فیلم اگرچه کودکان نیز وجود دارند اما بیش از هر چیز روابط بین چند زوج نشان داده می‌شود و دختری که غرق می‌شود، به کتمان متاهل بودن خود دست زده و خود را مجرد معرفی می‌کند، حال آنکه نامزد داشته است. بنابراین در این فیلم روابط بین زن و شوهر و نامزد پر رنگ می‌شود. این معادله در فیلم «جدایی نادر از سیمین» به هم می‌خورد و قهرمان زن داستان فرهادی، علاوه بر همسر بودن، مادر می‌شود. نقش فرزند به عنوان یکی از محورهای داستان پر رنگ می‌گردد و به نقطه مرکزی فیلم تبدیل می‌شود. مادر از شوهر خود تقریبا گذشته است اما نمی‌تواند فرزند خود را رها کرده و از ایران خارج شود. روایت این فیلم، روایت کشاکش راضی کردن پدر و فرزند برای خروج از ایران است. در فیلم اخیر اصغر فرهادی یعنی «گذشته» شاهد روابط جدید و پیچیده‌تر زن قهرمان داستان هستیم. در این میان میتوان نقش همسری، معشوقگی و نقش مادری را توامان دید و اتفاقا تاکید بر این دو نقش، تعارض نقشی را میان نقش مادر و نقش همسری در این فیلم ایجاد می‌کند. در ذیل پس از تبیینی از اصطلاح «تعارض نقشی» به تحلیل فیلم گذشته میپردازیم.

انسان‌ها در جامعه دارای نقش‌های متفاوتی هستند. عضویت در گروه یا نهاد یا وابستگی‌های اجتماعی، نقش‌های جدیدی برای افراد ایجاد می‌کند. مثلا یک دانش‌آموز علاوه بر اینکه دانش‎آموز است، دختر خانواده نیز هست. ممکن است عضو یک کلوپ ورزشی هم باشد. در عین حال در گروه همسالان نیز عضویت دارد. همۀ اینها برای او نقش‎های متفاوتی را می‎سازد. هنجارها و قواعد در هر یک از این نقش‎ها نیز متفاوت است. بنابراین ممکن است در پاره‌ای از نقش‎ها، هنجارهایی حاکم باشد که در تعارض با نقش‎های دیگر است. در علم جامعه‌شناسی به وضعیتی که در آن هنجارها، حقوق و تکالیف یک نقش در تعارض و تضاد با نقش دیگر باشد، در اصطلاح علمی «تعارض نقشی» گفته می‌شود.
زن قهرمان در فیلم «گذشته» مادری با دو فرزند است که می‌خواهد برای سومین بار ازدواج کند. گزینۀ او برای ازدواج مردی بچه‌دار است که زنی دارد که به دلیل خودکشی به کما رفته است.
در این فیلم به خوبی می‌توان تعارض نقشی مادر با فرزندان را دید. زنی سی ساله که مسئولیت خانواده را بر دوش دارد. پس هم نقش مادری را ایفا می‎کند و هم نقش تامین معاش خانواده را. در عین حال لازم است نقش معشوقگی را نیز داشته باشد. باید هم مادر باشد، هم پدر و هم معشوقه. این سه نقش در یک زمان تعارضات زیادی برای مادر ایجاد می‌کند که در بحران ارتباطی که با دختر خود دارد رخ می‌نماید.
زن، مادر دختر است اما وظایفی که به عنوان معشوقه باید انجام دهد، دختر را از او دور کرده و در چالش با او قرار می‌دهد. دختر از خانه فرار می‌کند و دوست ندارد با دوست پسر مادرش در یک خانه باشد. در ادامه با بروز بحران میان دختر و مادر، می‌بینیم که مادر نه مانند یک مادر بلکه مانند دختر بچه‌ای چهارده ساله در برابر اتفاقاتی که به دوست پسرش مربوط می‌شود عمل می‌کند. دختر خود را مقصر دانسته و رفتاری غیربالغ با او دارد.
مادر برای دختر خود پناه نیست. او معشوقه نیز هست و باید در مقابل او نیز وظایفی انجام دهد. این وظایف در تعارض نقشی با نقش مادری او است. اساسا معشوق بودن و مادر بودن، وظایف و هنجارهایی را در پی دارد که در تعارض با یکدیگراند. دختر نوجوان که در سن عشوه‎گری است نمی‎تواند همین رفتار را از مادرش ببیند. تحمل عاشق‎پیشگی مادر برای فرزند نوجوان او بسیار آزاردهنده است و ماجراجویی‌های عاشقانۀ مادر در سال‌های مختلف او را می‌آزارد.
بحران رابطه با دختر نوجوان البته تا پایان فیلم ادامه دارد. در این میان پدر خانواده نیز نمی‏تواند در حل مشکلات دختر نقشی ایفا کند. در این میان دختر تنها به شوهر سابق مادرش که پدر او نیست، اعتماد می‌کند. به مردی که هیچ نسبتی با او ندارد و این اوج اضمحلال خانواده در جامعۀ غرب را نشان می‌دهد. دختر حتی در جایی از فیلم به دوست شوهر سابق مادرش پناه می‌برد، مردی کاملا غریبه که هیچ ارتباطی تا پیش از این با او نداشته است.
سست شدن بنیان خانواده در غرب علل گوناگونی دارد. ترویج طلاق، روابط خارج از ازدواج، حاملگی قبل از ازدواج و عواملی از این قبیل برخی دلایلی است که اساس خانواده را در جامعۀ مدرن سست کرده است. تعارض نقشی که پیامد اینگونه عوامل است در فیلم گذشته به خوبی نشان داده شده است.
به نظر می‌رسد نگرانی‌هایی از قبیل از دست دادن زیبایی نیز به دلیل تعارض نقشی در میان زنان این جامعه وجود دارد. در جامعۀ سنتی یک مادر لازم نیست زیبا باشد، زنی که به سن سی سالگی می‎رسد مهم‎ترین نقش‎اش مادری کردن است. حتی نقش همسری او نیز در این سن کمرنگ شده و بیشتر مادر بچه‎ها می‎شود. بنابراین طبیعت که زن را به سمت پیری می‌برد، اضطرابی در او ایجاد نمی‎کند. در حالیکه در جامعۀ مدرن وقتی زن در سن سی سالگی علاوه بر نقش مادری یا بدون این نقش، نقش معشوقگی را برعهده می‎گیرد، این تعارض نقشی علاوه بر نقش‌های اجتماعی با طبیعت زن نیز ایجاد می‎شود و زن به دلیل اهمیت زیبا بودن، سعی می‎کند زیبایی رو به اضمحلال خود را حفظ کند. در این جامعه است که عمل‌های زیبایی و به طور کلی «بازار زیبا شدن» شیوع می‎یابد.
بدین ترتیب فیلم گذشته نشاندهندۀ تعارض نقشی مادری است که معشوق نیز هست و نمی‎تواند انتظارات دختر نوجوان خود را برآورده کند.
پی‌نوشت: این مطلب به سفارش مهرخانه نوشته شده است.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.