شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

ناهمواری¬های پژوهش علوم انسانی در فضای آکادمیک ایران (قسمت دوم)

اهمیت پژوهش در پیشبرد علم مسئله¬ای انکار ناپذیر است. تخصصی¬های مختلفی که در علم ایجاد شده است، منجر به پژوهش¬های متفاوتی در هر یک از این تخصص¬ها می¬شود. اما در حال حاضر پژوهش در ایران دارای  ناهمواری¬ها و مشکلاتی است. در قسمت قبل دربارۀ مشکلات بیان مسئله و تهیۀ پیشینۀ تحقیق صحبت کردیم. در این قسمت ناهمواری¬های بخش¬های دیگر پژوهش بررسی می¬شود:
مبانی نظری: بخش دیگر یک پژوهش شامل مبانی نظری است. مبانی نظری بر اساس نظریاتی که در یک علم وجود دارد، تعیین می¬شود. در حال حاضر علوم انسانی موجود به دلیل مبانی آنها، علومی غربی است..مشکل این است که در برخی موارد نمی¬توان مسائل بومی را با مبانی نظری غربی توضیح داد. به دلیل مبانی مادی¬گرایانۀ نظریات علمی در برخی موارد، این نظریات توضیح¬دهندۀ مناسبی برای اعمال و کنش¬های جامعۀ مسلمان نیست و تبیینی که این نظریات می¬دهد، تقلیل¬گرایانه است. به همین دلیل پاسخی که به سوالات پژوهش داده می¬شود یا توضیحی ناقص است یا موضوعات چنان تغییر می¬کند که از مسئلۀ بومی خارج شده و به مسئله¬ای بدون اولویت یا غیر مرتبط تبدیل می¬شود.
روش¬شناسی: روش¬شناسی چیزی بیش از انتخاب روش است. روش¬شناسی تحقیق شامل انتخاب رویکردی فلسفی به پژوهش است. اینکه پژوهش را کمی انتخاب کنیم یا کیفی، و این که در این دو رویکرد، بر اساس چه دیدگاه فلسفی¬ای روش خود را تعیین کنیم؛ همگی مسائلی است که در روش¬شناسی باید به آن پرداخته شود. در حالیکه در حال حاضر این بخش مغفول واقع شده است. دانشجو آگاهی کافی نسبت به مبانی فلسفی و پیش-فرض¬های روش¬شناختی پژوهش را ندارد و بدون آگاهی کافی یک روش را انتخاب می¬کند. در واقع آنچه در راه انجام پژوهش مشکل ایجاد می¬کند این عدم آگاهی است. گاهی برای برخی موضوعات لازم است رویکردهای کمی را کنار گذاشته و با رویکردهای کیفی به سراغ موضوع برویم.  در این¬جا نیز به دلیل تنگ شدن عرصۀ روشی، موضوعات کانالیزه می¬شود و افراد نمی¬توانند موضوعات مورد دغدغه¬ خود را پیگیری کنند و موضوع در فرآیند محدودیت¬هایی که مبانی نظری و روش ایجاد می¬کند تبدیل به مسئله¬ای محدود، جزئی و بی¬ارزش می¬شود.
دومین مسئله در باب روش¬شناسی، سیطرۀ سنگین روش¬شناسی کمی بر فضای پژوهش علوم انسانی در ایران است. روش¬شناسی کمی که رویکرد اولیۀ روشی در تاریخ علم است؛ همچنان سلطه¬ای بدون رقیب در فضای آکادمیک علوم انسانی ایران دارد. صحبت در باب معایب و مزایای این رویکرد در مقایسه با رویکردهای کیفی، بحثی بسیار جدی و طولانی است. اما در این حد می¬توان گفت که رویکرد کمی انسان را به مثابه شیء می¬بیند و به همین دلیل می¬کوشد او را در پرسشنامه¬ها توضیح دهد و در اعداد تبیین کند.
در این نوشتار قصد نداریم از رویکرد خاصی دفاع کنیم اما لازم است در قطعیت داده¬های کمی و رویکردی که به انسان دارد شک کرد و مجالی برای بیان رویکردهای کیفی نیز بازگذاشت. از طریق تبادل نتایج پژوهش¬های کمی و کیفی و بحث بر سر چالش¬های این دو رویکرد و رویکردهای دیگری مانند رویکرد تلفیقی در بحث-های روش¬شناختی، می¬توان سیطرۀ سنگین رویکرد کمی را شکست و از بن بست اعداد در علم انسانی نجات یافت.
ساختار پژوهش: ساختار پژوهش یعنی فصولی که برای تهیۀ یک پایان¬نامه در نظر گرفته می¬شود. هر فصل شامل موضوعات مشخصی است که بر اساس موازین و قواعد خاصی باید نوشته شود. به طور کلی در تدوین یک پایان¬نامه قوانین و مقررات گاه خشک و غیر انعطافی وجود دارد. در واقع این ساختار به این منظور تهیه شده است که به دانشجو کمک کند که سیر مشخص و منظمی را برای پاسخ به مسئله طی کند. اما گاهی این ساختار خود منجر به عدم پیشرفت کار می¬شود. در بعضی مسائل خاص، برای پاسخ به پرسش، دانشجو نیاز به خلاقیت و ساختارشکنی دارد. نیاز دارد به بررسی برخی فصول نپردازد یا روش و مبانی نظری از  پیش تعیین¬شده¬ای برای خود نداشته باشد. یکی از عوامل جهش در علم نیز دادن این زمینه به دانشجو است که خارج از ساختارهای موجود فکر کند و پژوهش خود را پیش¬برد. در مواردی که ذکر شد برخی از این محدودیت¬ها مانند محدودیت-ها در فصل روش¬شناسی و مبانی¬نظری و رشتۀ تخصصی بررسی شد. در حال حاضر، ساختار پایان¬نامه، شیوۀ رفرنس¬دهی و حتی زبان نوشتار از پیش¬تعیین شده و چنان متصلب است که گاهی اوقات دست و پای دانشجو را بسته و خلاقیت او را از بین می¬برد.
استفاده از پژوهش¬ها: بعد از آنکه یک پایان¬نامه نوشته شد، چند نسخه از آن تهیه شده و تبدیل به کالایی زینتی برای تزیین کتابخانه¬ها می¬شود! پژوهش¬ها به دلایلی که گفته شد از جمله بیان مسائل غیر بومی و دسترسی دشوار مورد توجه قرار نمی¬گیرند. اما در عین حال، پژوهش¬هایی نیز هستند که به موضوعاتی می¬پردازند که بسیار با اهمیت است. موضوعاتی که جزء مسائل کشور است، و پاسخی به حداقل بخشی از یک مشکل جامعه داده است. متاسفانه با وجود حجم زیاد پژوهش¬ها، اکثر سیاستگزاری¬های کشور با بررسی یا حتی با نیم¬نگاهی گذرا به پژوهش¬های انجام شده در یک حوزه صورت نمی¬گیرد. لازم است با برقراری رابطه میان نهادهای سیاستگزار و دانشگاه¬ها، طرح مسائل به سمت مسائل بومی پیش رود و این نهادهای سیاستگزار نیز از پایان¬نامه¬ها و پژوهش¬های این حوزه استفاده کنند.
در پایان لازم است یادآور شویم، بزرگذاشت سالانۀ هفتۀ پژوهش و تقدیر از پژوهشگران برتر، دوای درد نظام بیمار پژوهش نیست. باید مرکزی برای مدیریت پژوهش¬ها وجود داشته باشد که تا آنجا که می¬تواند مسائل مهم و درگیر کشور را شناسایی کرده و بر اساس اولویت، آنها را به دانشگاه¬ها ارائه نماید و با ایجاد گفتمان در رابطه با هر مسئله، ذهن دانشجویان را درگیر این مسائل واقعی و مهم  نماید.

منتشر شده در خبرگزاری دانشجو.



ناهمواری¬های پژوهش علوم انسانی در فضای آکادمیک ایران (قسمت اول)

یکی از عوامل پیشبرد علم، پژوهش است. علم با ایجاد تخصص در حوزه¬های مختلف، پژوهش¬ها را ساماندهی می¬کند. پژوهش در هر یک از این حوزه¬های تخصصی، در مجموع یک علم را ایجاد کرده و پیش می¬برد. هرچه سطح این علوم تخصصی¬تر شود، پژوهش نیز تخصصی¬تر شده و علم را در ابعاد گسترده¬تری به پیش می-راند.
به نظر می¬رسد در حال حاضر در ایران پژوهش کارکرد اصلی خود را از دست داده است. اگر در ایران پژوهش، کار خود را به خوبی انجام می¬داد از دو حال خارج نبود. یا تا کنون به علم بومی رسیده بودیم و یا علم غربی را گسترش داده و جایگاهی بالا در ایجاد علم جدید در جهان داشتیم. هیچ کدام از این دو اتفاق نیفتاده است. البته در عدم ایجاد این دو اتفاق، عوامل بسیاری درگیر اند اما پژوهش یکی از مهم¬ترین این عوامل است. علت این مسئله را می¬توان در ناهمواری¬های گوناگونی جست که در ابعاد مختلف حوزۀ پژوهش وجود دارد. در ذیل مشکلات برخی از این ابعاد آورده می¬شود:
بیان مسئله: اولین قدم برای طرح یک پژوهش، بیان مسئله و تنظیم سوالات و -در برخی از انواع پژوهش¬ها- فرضیه¬ها است. این مرحله، یکی از نقاط کانونی در پژوهش است. در این مرحله افراد بر اساس سوالات ذهنی خود، مسئله¬ای را انتخاب کرده و  در رابطه با آن پژوهش می¬کنند. یکی از آسیب¬های این حوزه، طرح مسائل  غیر بومی است. با نگاهی به پایان¬نامه¬ها در دانشگاه¬های مختلف، موضوعاتی دیده می¬شود که باری از دوش مسائل موجود در کشور برنمی¬دارد. در برخی موارد این موضوعات بسیار نظری است. در برخی موارد مسائلی است که بیش از آنکه جامعۀ ایران با آن مواجه باشد، جوامع دیگر با آن مواجه است. در موارد دیگر ممکن است مسئله در ایران وجود داشته باشد اما جزء موضوعات اولویت¬داری نباشد که در حال حاضر ذهن اندیشمندان و سیاستگزاران کشور را به خود مشغول داشته است.
انتخاب موضوعات غیر بومی دلایل گوناگونی می¬تواند داشته باشد. یکی از این دلایل این است که خود دانشجویان معمولا افراد دغدغه¬مندی نیستند. افرادی نیستند که سوالات بسیاری در ذهن داشته باشند و اصلا به خاطر آن سوالات علم بیاموزند. افرادی نیستند که وقتی سر کلاس نشسته¬اند، محتوی کلاس را به واقعیت عینی جامعۀ خود تطبیق دهند و اگر تناقضی دیدند، برآشوبند. افرادی نیستند که به مسائل و مشکلات فکر کنند و سعی کنند آن مسائل را رفع کنند. بسیاری از دانشجویان، مهم¬ترین مشکلشان هنگام تعیین موضوع برای پایان¬نامه این است که موضوعی در ذهن ندارند. و این یعنی فاجعه. یعنی یک ذهن خالی که به هیچ چیز فکر نکرده است و در هنگام قرار گرفتن در این مرحله که باید انتخاب موضوع کند، به دنبال این استاد و آن دانشجو می¬گردد که به او موضوع پیشنهاد دهند. موضوع باید از عینیات جامعه و از دریچۀ ذهنیات دانشجو بجوشد. سوالی باشد که سال¬ها با آن درگیر بوده است. در برخی موارد از سال¬های اولیۀ دبیرستان. اما دانشجویانی که هدف از درس خواندن را نمی¬دانند به تبع دغدغه هم ندارند، و پیرو آن سوالی هم ندارند. و البته این مسئله به دلیل عدم داشتن مسئولیت در قبال خود، خانواده، جامعه، کشور و حتی جهان است. فردی که خود را مسئول نداند، دربارۀ مسائل جهان با بی¬تفاوتی می¬گذرد و برای خود هیچ بار مسئولیتی قائل نمی¬شود. هر دانشجو اگر در زندگی، ماموریتی برای خود قائل باشد، به اطرافش توجه می¬کند، دغدغه¬هایش را می¬شناسد و سوالاتش را در پژوهش پاسخ می-دهد. این پاسخ¬ها می¬شود قطعه¬ای کوچک از پازلی بزرگ از مسائل کشور که یک دانشجو آن را حل کرده است.
دومین دلیل برای غیر بومی بودن مسائل، محدودیت¬هایی است که رشته¬های تخصصی برای دانشجو ایجاد می-کند. گاهی اوقات، مسائل کشور، در قالب یک رشتۀ تخصصی نمی¬گنجد و لازم است خارج از رشته¬های مرزبندی¬شدۀ دانشگاهی به آن پرداخت. یعنی چند تخصص در حل آن مسئله باید درگیر باشد. اما از آنجا که رشتۀ تخصصی دانش¬جو را در یک رشتۀ خاص نگه می¬دارد و اجازۀ انتخاب موضوعی کلان را نمی¬دهد و از آن¬جا که پایان¬نامه نمی¬تواند گروهی باشد و باید به صورت فردی انجام شود؛ دانش¬جو باید موضوعی انتخاب کند که در رشتۀ تخصصی خود بگنجد. بنابراین در فضای آکادمیک هیچ مسئلۀ میان رشته¬ای حل نمی¬شود. در حالیکه بسیاری از مسائل اولویت¬دار جامعه، میان رشته¬ای است و لازم است یک گروه پژوهشی با تخصص¬های مختلف روی آن کار کنند. این می¬شود که موضوعات انتخابی معمولا به دور از دغدغۀ دانشجو و فضای جامعه است.
دومین محدودیت در طرح مسائل، عدم تخصص اساتید راهنما است. استاد راهنما عامل مهمی در پیشبرد کار پایان¬نامه است. به طور معمول دانشجو باید موضوعاتی را انتخاب کند که استاد راهنما در آن تبحر دارد. از این طریق است که  دانشجو می¬تواند پایان¬نامۀ قابل قبولی ارائه دهد. اما به دلیل تعداد محدود اساتید در گروه¬های آموزشی در دانشگاه¬ها و قوانین غیرقابل انعطاف برای انتخاب استاد راهنما و مشاور از خارج دانشگاه و البته به دلیل برخی منافع مادی و غیرمادی برای گروه و اساتید، دانشجو مجبور می¬شود مسائل و مشکلات خود را کنار گذاشته و بر اساس حوزۀ تخصصی استادهای موجود در دانشگاه، موضوعات خود را انتخاب کند.
پیشینه : مرحلۀ دوم برای انجام یک پژوهش، تهیۀ پیشینه در بارۀ موضوع مورد نظر است. علم از انباشت تجربه به دست می¬آید. با بررسی  تجربه¬های گذشته در باب یک موضوع می¬توان به پاسخی جدید دربارۀ موضوع و مسئله نوظهور رسید. پس این مرحله نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. متاسفانه در حال حاضر در ایران هیچ مرکز مشخصی برای دسترسی به تمامی پژوهش¬های انجام شده در یک حوزه وجود ندارد. مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، مسئول اصلی جمع¬آوری پژوهش¬ها است. اما در این سایت تنها می¬توان چکیده¬هایی از پایان¬نامه¬ها آن هم نه همۀ پایان¬نامه¬ها –از جمله پایان¬نامه¬های جدید- و در برخی موارد فقط عنوان پایان¬نامه را بدست آورد. خوشبختانه برخی سایت¬ها به جمع¬آوری مقالاتی در حوزه¬های مختلف اقدام کرده¬اند اما این سایت¬ها نیز مشکلاتی از قبیل محدودیت منابع یا نداشتن قابلیت سرچ¬های پیشرفته دارند. برای آنکه دانشجو بخواهد پیشینۀ یک پژوهش را بیابد لازم است کیلومترها در دانشگاه¬¬ها و مراکز مختلف بچرخد تا بتواند پیشینۀ موضوع خود را پیدا کند.
مشکل دیگر تهیۀ پیشینۀ پژوهش، دسترسی دشوار است. یکی از این دشواری¬ها تمرکز دانشگاه¬ها و مراکز پژوهشی در تهران است. بنابراین دانشجویان شهرستانی، دشواری¬های زیادی برای دسترسی به این منابع دارند. اگر دانشجو به تهران بیاید نیز دسترسی به این منابع به سادگی ممکن نیست. در برخی دانشگاه¬ها امکان استفاده از پایان¬نامه¬ها برای افراد خارج از دانشگاه میسر نیست و در برخی دانشگاه¬ها قوانین سخت و دست و پا گیری وجود دارد.
مسئلۀ بعدی در تهیۀ پیشینه، این است که مراکز پژوهشی، پژوهش¬های خود را در اختیار دانشجویان نمی¬گذارند. به نظر می¬رسد این پژوهش¬ها برای این انجام شده است که کسی از آنها استفاده نکند! اگر پژوهش با ارزشی در پژوهشگاهی انجام شده باشد، در کتابخانه¬ها یا کنج قفسه¬ها خاک می¬خورد و افراد خارج از پژوهشگاه به مثابه دزدانی تلقی می¬شوند که قصد دستبرد به این منابع و داده¬های ارزشمند را دارند. این مسئله دربارۀ پژوهش¬های انجام شده توسط مراکز دولتی قابل توجه¬تر است.
برای تهیۀ پیشینه نه تنها نباید این موانع وجود داشته باشد بلکه دسترسی باید هرچه بیشتر تسهیل شود. مثلا مرکزی وجود داشته باشد که تمامی مقالات و پژوهش¬های علمی دربارۀ موضوعات مختلف و در حوزه¬های مختلف را در اختیار داشته باشد. از طریق سرچ اینترنتی بتوان به این منابع دست یافت و متن کامل مقالات و پایان¬نامه¬ها را دریافت کرد و حتی این متون قابلیت کپی داشته باشد؛ تا زمان دانشجو صرف بازنویسی متونی نشود که یک بار نوشته شده است. اگر ترس از دزدی پایان¬نامه و این گونه مسائل نیز وجود دارد، تاسیس چنین مرکزی خود، راه¬حل رفع این سرقت¬های علمی است. با در اختیار داشتن تمامی منابع می¬توان فهمید کسی سرقت علمی داشته است یا نه. ضمن اینکه با طراحی یک نرم¬افزار، به راحتی می¬توان با تطبیق کلمات یک پایان¬نامه، دریافت که کدام قسمت¬های متن مورد نظر عینا در دیگر منابع تکرار شده است.

منشتر شده در خبرگزاری دانشجو.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.