شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

پنجاه تومانِ یازده میلیارد تومان

پیرمرد نمونه آرمانی یک راننده تاکسیِ پیرِ غرغرو بود. با آن صورت شش تیغه و گره همیشگی ابرو. از آنهایی که روی داشبردش نوشته «لطفا کمربند خود را ببندید و با تلفن همراه صحبت نکنید». آنهایی که همیشه رادیوشان روشن است؛ با باندهایی پشت گوش مسافرها.

وارد که شدم رادیو را تا آخر بلند کرده بود. رادیو ارتباط مستقیم با صحن مجلس بود. الیاس نادران داشت دربارۀ مرحلۀ دوم هدفمندی یارانه‌ها حرف می‌زد و آمار می‌داد. ماشین که پر شد، حرکت کردیم. وقتی نادران  آمارهایی از میزان ذخیرۀ مالی در مرحلۀ اول طرح هدفمندی می‌داد، پیرمرد برگشت و به مسافری که جلو نشسته بود گفت:«یازده میلیارد خوردن تو این مدت». احتمالا توی دلش یک «خدا بیامرزی…» هم گفته. ما که با آن صدای بلند اصلا نمی‌شنیدیم. مسافرها که می‌آمدند پیاده شوند، با داد و فریاد باید حالیش می‌کردند که بایستد. او با همان گره ابرو، هی فحش می‌داد و مجلس و دولت و رژیم را یکی می‌کرد. کرایه ششصد و پنجاه تومان بود. یک هزاری دادم بهش. سیصد تومان برگرداند. بعد از کمی بهش گفتم کرایه مگر ششصد و پنجاه نیست؟ گفت مگر چقدر دادم؟ گفتم سیصد. باز کمی که گذشت گفت اگر پنجاهی داری بده که صدی بهت بدهم. گفتم ندارم. به مقصد که رسیدیم، پیاده‌ام کرد و زد روی گاز و رفت.

من نمی‌دانم این یازده میلیارد الان کجاست و چه بلایی سرش آمده. مامور هم نیستم که بدانم. همان الیاس نادران باید مراقب حق و حقوق ما باشد که هست. اصلا بحثم یازده میلیارد تومان نیست. پنجاه تومان هم از نظرم ارزشی ندارد. هیچی نیست. اگر کسی یازده میلیارد حق الناس را بخورد، حرام است. اگر کسی پنجاه تومان مردم را هم ندهد، مال حرام است. یازده میلیارد یا پنجاه تومان فرق نمی‌کند اگر مال حرام باشد. وقتی بیاید توی پولت، همۀ پولت حرام می‌شود. مثل خون که بریزد توی یک ظرف آب. بریزد توی یک قابلمه غذا. همه‌اش نجس است. چه یک قطره، چه یازده میلیارد قطره.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.