شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

واژه‌ها تاریخ‌دار اَند-قسمت اول

هر جمله‌ای که ما می‌گوییم حتی خیلی از واژه‌ها، یک تاریخی برای خودشان دارند. خصوصا واژه‌هایی که در دوران جدیدتر شکل گرفته باشند. اخیرتر باشند. مثلا مال صد ساله اخیر. بسیاری از این واژه‌ها و جملات، بی تردید از یک خاستگاه تئوریک نشات گرفته‌اند. ما تحت تاثیر گفتمان حاکم آنها را تکرار می‌کنیم، بدون اینکه بدانیم واقعا از چه چیز سخن می‌گوییم. مثلا این جملۀ معروف که احتمالا شما هم تا به حال از آن استفاده کرده‌اید:« نظر هر کس محترمه» را در نظر بگیرید. این جمله، در پس خود، از ارزش‌های لیبرالیستی نشات گرفته است. یکی از ارزش‌های فلسفۀ لیبرالی آزادی است. یکی دیگر از ارزش‌هایش فردگرایی است. این می‌شود که هر کس برای خود جایگاه انتخاب و عقیده دارد و چون آزادی یک ارزش است، اینکه اعتقاد یکی با اعتقاد دیگری متفاوت باشد، چیزی نه مذموم بلکه مورد ستایش است و دیگران برای احترام به آزادی یکدیگر، عقاید هم را محترم می‌شمارند. پس اگر کسی حرف مخالفی گفت، نظرش محترم است. این اعتقادات منجر به نوعی نسبی‌گرایی می‌شود. زیرا در واقع حقیقت، آن چیزی است که هر فرد تشخیص می‌دهد و اگر این حقیقت‌ها برای افراد متفاوت باشد، اشکالی ندارد. اینگونه به تعداد هر انسانی حقیقتی وجود خواهد داشت.

این یک مثال بود از تاریخ‌دار بودن جملات و واژه‌های ما. اما استعمال این واژه‌ها و جملات چه اشکالی دارد؟

یکی از پیچیده‌ترین خصوصیات بشری، زبان است. زبان است که انسان را از حیوان جدا می‌کند. زبان‌شناسان دربارۀ زبان بسیار تحقیق کرده‌اند اما هنوز اجماعی بر سر ماهیت آن وجود ندارد. چیزی که تا حدی مورد توافق است، این واقعیت است که زبان و تفکر ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند تا جایی که بعضی افراد اعتقاد دارند که تفکر همان زبان یا گفتگو با خود است. بنابراین واژه‌ها در پس معصومیت و پاکی‌شان، معنایی دارند. معنایی که در پناه صوت یا نوشتار، خود را به ذهن انسان تحمیل می‌کند. معنایی که در طول تاریخ تطور می‌یابد. معنایی که از خاستگاه نظری، سربرآورده و آن خاستگاه نظری را با خود به ناخودآگاه می آورد. آنچنان آرام در ذهن ما می‌نشیند، که شاید هیچ‌گاه متوجه ورود و تثبیت‌اش نشویم.  هجمۀ این ورود، منجر به انتقال آهسته و آرام یک فلسفه می‌شود. فلسفه‌ای که بدون انتخاب به سراغ ما می‌آید و بعد از آنکه تمام ذهنمان را فرا گرفت، ما آن را انتخاب می‌کنیم. انتخابی از سر اجبار.

آشنایی با فلسفه‌های حاکم بر جهان، ما را مجهز به این سلاح می‌کند که با تاریخِ معانی‌ای که در پشت هر واژه‌ای است به صورت خودآگاه برخورد کنیم. شاید تا زمانیک‌ه زبان جدیدی شکل بگیرد، نتوان بدون این کلمات، سخن گفت، اما خودآگاه شدن ما به این معانی و خاستگاه‌های نظری، بسیار مهم است.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.