شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

عشق بعد از ازدواج

عشق از آن تجربه¬های بسیار عجیبی است که احتمالا در زندگی خیلی از آدم¬ها پیش آمده است. از آن تجربه-های ناب که کمتر تکرار می¬شود. عشق تجربۀ منحصر به فردی است. یعنی احتمالا هر آدمی آن را یک جور تجربه می¬کند. اما هر کس هرجور هم که تجربه کرده باشدش، همیشه دلش برای تجربۀ دوباره¬اش تنگ می-شود. دوست دارد باز هم این انرژی عجیب و قدرتمند در وجودش رخنه کند و تمام اعضای بدنش را درگیر کند. دوست دارد بازهم طعم گس عشق را بچشد. طعم ویژۀ این اتفاق یکتا را.
آدم¬ها چه عاشقانه ازدواج کرده باشند و چه عاقلانه و چه هر دو، بعد از آنکه مدتی از زمان ازدواج¬شان می-گذرد، احساسشان نسبت به طرف مقابل تغییر می¬کند. آن عشق شورانگیز کم¬کم رنگ می¬بازد. حالا شما می-خواهی اسمش را بگذار عادت یا دوست داشتن یا هرچه! بعد از گذر زمانی از ازدواج، آدم، طرف مقابلش را به تمامی می¬شناسد. دیگر ابعاد پنهانی در او وجود ندارد که بتوان کشفش کرد. عادت¬هایش را، عیب¬هایش را، زشتی¬هایش را می¬بیند. با این وجود به نظرم «زمان» عامل بسیار نیرومندی در زندگی است. با یک نفر تاریخ داشتن، نوعی وابستگی ایجاد می¬کند. تجمع خاطرات مشترک با کسی، جریان قدرتمندی به وجود می¬آورد. زمان را با کسی گذراندن، با کسی زندگی کردن و بودن در تاریخ با او، همان چیزی است که بعد از ازدواج احساس تعلقی نسبت به همسر شکل می¬دهد که بسیار نادر است. و همین عامل زمان است که شاید دوست داشتن را ایجاد می¬کند یا عادت یا وابستگی یا هرچیزی که می¬شود اسمش را گذاشت. برعکس عاشق شدن که کوتاه مدت و گذری است، عامل زمان، قطره قطره پیوندی میان زن و شوهر ایجاد می¬کند که گسستنی نیست.

6-377x250
با این حال، به خاطر آن تجربۀ یگانه و منحصر به فرد عشق، گاهی آدم خلاءاش را حس می¬کند. گاهی آدم دلش برای تجربۀ دوباره¬اش تنگ می¬شود و گاهی اصلا بعد از ازدواج دوباره عاشق می¬شود! به نظرم این قضیه ممکن است برای هر زنی پیش بیاید. اینکه بعد از ازدواج، وقتی آن شور و حال اولیه خوابید، دلش بخواهد باز هم آن شور را تجربه کند. وقتی رمانی با موضوع عشق می¬خوانیم یا فیلمی دربارۀ عشق می¬بینیم، این خلاء هرچه بیشتر خود را نمایان می¬کند. وقتی پای سریال¬های عشق و عاشقی می¬نشینیم و با قهرمانان داستان همذات¬پنداری می¬کنیم، دلمان می¬خواهد تجربۀ دیگری از عشق داشته باشیم. اما به عنوان یک زن مسلمان در مقابل این احساس چه باید کرد؟ آیا باید به آن بها بدهیم؟ آیا باید سرکوبش کنیم؟ آیا باید انکارش کنیم؟
عشق از جمله مفاهیم مشترکی است که همۀ آدم¬ها در طول تاریخ درباره¬اش نوشته¬اند وسروده¬اند. پس می¬توان آن را فطری قلمداد کرد. پس طبیعی است که یک زن بعد از ازدواج بخواهد عشق را دوباره تجربه کند. به نظرم مسئله این است که عشق هم باید مثل آدم¬ها متکامل شود. لازم است عشق هم همسو با زن مسلمان رشد کند و سطوح متعالی¬تری به خود بگیرد. در جوانی عاشق شده¬ایم و عشق را در مسیر ازدواج انداخته¬ایم؛ حالا نوبت آن است که همان¬طور که خودمان با ازدواج متکامل شده¬ایم و رشد کرده¬ایم، عشق¬مان هم متکامل شده و رشد کند. اگرچه رسانه¬ها خصوصا ماهواره معمولا سعی می¬کند ما را در حد یک زن احساساتی و رمانتیک، نازل نگه دارد؛ اما باید بدانیم که می¬توان عشق را گسترش داد. اگر عشق نسبت به فرزندمان احساس کنیم، اگر عشق را نسبت به میهنمان حس کنیم؛ اگر عاشق رهبرمان باشیم، اگر هر روز صبح با یاد اماممان از خواب بیدار شویم، هر روز بهش سلام بدهیم، هر روز با او حرف بزنیم، هر روز دعای عهد بخوانیم و گریه کنیم، اگر هر روز زیارت عاشورایمان ترک نشود، اگر عشقمان بزرگتر شود، عاشق آدم¬ها شویم، عاشق کل آدم¬های تاریخ شویم، عاشق خدا باشیم؛ دیگر دلمان برای عشق¬های زمینی تنگ نمی¬شود.

این مطلب پیش از این در رواق مهرخانه به چاپ رسیده است.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.