شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

نقش زنان خانه‌دار در تولید ملی

زن خانه دار

اول: با گسترش گرایش ورود به دانشگاه در میان زنان در سال‌های اخیر، کم کم گروهی از زنان تحصیلکرده شکل گرفت. اگر تا پیش از آن، زنان عموما خانه‌‌دار بودند؛ اکنون می‌توان از گروه جدید زنان متخصص نیز صحبت کرد. این زنان متخصص بعد از فراغت از تحصیل یا از تخصص خود استفاده می‌کنند و به اشتغال می‌پردازند یا به دلایل مختلف، خانه‌داری را انتخاب کرده و شاغل نمی‌شوند. بنابراین در حالت ایستا در جامعه زنان به دو دستۀ شاغل و خانه‌دار تقسیم می‌شوند.
دوم: یکی از شاخص‌های مهم اقتصادی که میزان قدرت اقتصادی و درجۀ توسعه‌یافتگی و سطح زندگی افراد یک جامعه را نشان می‌دهد؛ شاخص «تولید ناخالص ملی» با عنوان اختصاری « G.N.P» است. تولید ناخالص ملی یا داخلی را اینگونه تعریف می‌کنند: « تولید ناخالص ملی عبارت است از ارزش پولی کلیۀ کالاها و خدمات نهایی که اعضای یک ملت در طول یک سال تولید کرده‌اند.» معمولا در این شاخص کالاها و خدماتی مدنظر است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفته‌اند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمی‌شوند.
سوم: زنان شاغل به نوعی در چرخۀ تولید ملی دست اندرکار هستند. آنها با زحمتی که هر روز برای تولید کالا یا عرضۀ خدمتی می‌کشند؛ باری از دوش اقتصاد ایران اسلامی برمی‌دارند. از طرف دیگر با این تعریف نمی‌توان زنان خانه‌دار را در ارائه خدمت و تولید کالا سهیم دانست. اما آیا این مسئله درست است؟ اگر مادری، فرزند خود را نگهداری نکند و او را به کودکستان بفرستد؛ کودکستان خدمتی انجام داده که در تولید ملی لحاظ شده است. اما اگر مادران ما در خانه از فرزندان خود نگهداری کرده و با فراهم کردن محیطی امن، این مهم را برآورده کنند، خدمت به حساب نمی‌آید. اگر زن خانه‌دار در خانۀ خود ترشی بیندازد، کالای تمام شده محسوب نمی‌شود اما اگر کارخانه آن ترشی را تولید کند، کالا محسوب می‌شود. غذایی که مادر خانه هر روز غذا می‌پزد؛ رب گوجه فرنگی که درست می‌کند، نظافت کردن منزلش، تعمیر برخی وسایل خانه، دوخت و دوز، بافتن لباس گرم و غیره؛ همۀ کارهایی است که منجر به تولید یا ارائۀ خدمتی می‌شود اما از چرخۀ تولید ملی مفقود است. بنابراین نباید زنان خانه‌دار با این همه ارائۀ خدمت و تولید را نادیده گرفت و آنها را افرادی غیرمولد تصور کرد.
چهارم: به دلیل این عدم ارزش‌گذاری خدمات زن خانه‌دار در چند دهۀ اخیر، تصویر مطلوبی از «زن خانه‌دار بودن» در اذهان وجود ندارد و این تصویر روز به روز نازل‌تر می‌شود. رسانه به طور قطع در ایجاد این تصویر بی‌تاثیر نیست. سریال‌های تلویزیونی، زنان سنتی، چاق، قدیمی؛ با چادری دور کمر را به تصویر می‌کشد که در حال پخت و پز هستند و بوی پیاز داغشان از پشت شیشه‌های تلویزیون هم به مشام می‌رسد. در کنار آن، زنان شاغل، جوان، زیبا، سرزنده، خوش اخلاق را به تصویر می‌کشد که همه از جمله مردان به آنها احترام می‌گذارند. این ارزش که کم‌کم در جامعه نهادینه شده است، باعث می‌شود که زنان هرچه بیشتر از خانه‌داری و رکودی که متصور از آن هستند، فرار کرده و به قول خود در جامعه فعالیت کنند. احتمالا یکی از دلایل گرایش زنان برای ادامه تحصیل نیز، فرار از این مسئله در دوران جوانی است.
پنجم: همان‌طور که گفته شد زنان خانه‌‌دار نسل جدید دو دسته‌اند. یا تحصیلکردۀ آموزش عالی‌اند و یا دیپلمه و زیر آن هستند. زنانی که تحصیلکرده‌اند احتمالا در طول زندگی خود درس خوانده‌اند تا به دانشگاه بروند بنابراین فرصت چندانی برای کسب مهارت‌های خانه‌داری از قبیل خیاطی، بافتنی، درست کردن انواع ترشیجات و مرباها و از این قبیل را نداشته‌اند. از طرف دیگر به دلیل اینکه تصورشان از آینده، زنی شاغل بوده، اساسا به این امر اهتمام نکرده‌اند. دستۀ دوم زنان دیپلمه و زیر آن‌اند که عموما به دلیل این تصور زشت و ناهنجار در ذهنشان از زن خانه‌دار، از کسب مهارت‌های خانه‌داری فرار کرده‌اند یا در زمانی که خانه‌دارند، برای آنکه تبدیل به آن تصویر زن خانه‌دار چاق نشوند، از انجام این قبیل کارها صرف نظر می‌کنند. در کنار این مسئله که بسیاری از خدماتی که زن خانه‌دار تا پیش از این در خانه ارائه می‌داد توسط کارخانه‌ها تولید می‌شود.
حالا که زن خانه‌دار از مهارت‌های لازم خانه‌داری برخوردار نیست یا این مهارت‌ها را به کار نمی‌گیرد؛ در خانه می‌نشیند، پا روی پا می‌گذارد، تلویزیون را روشن می‌کند و ساعت‌های بسیاری را به دیدن برنامه‌های تلویزیون وطنی یا غیر وطنی می‌پردازد. یا تلفن را به دست می‌گیرد و ساعت‌ها با زنان دیگر خانه‌دار صحبت می‌کند.
ششم: این روزها شرایط اقتصادی تغییر کرده است. اعمال تحریم‌ها باعث بالا رفتن قیمت بسیاری از کالاها و خدمات شده و این مسئله زندگی اقتصادی مردم را نیز تغییر داده است. زنان شاغل در کنار همسر خود برای فائق آمدن بر این شرایط تلاش می‌کنند. اما وظیفۀ زنان خانه‌دار چه می‌شود؟ اگر زنان خانه‌دار، خود دست به تولید برخی کالاها بزنند، ترشی بیاندازند، مربا درست کنند، دوخت و دوز کنند و لباس برای فرزندان خود تهیه نمایند، بافتنی ببافند؛ بعضی محصولات مانند کره و خامه و پنیر و دوغ درست کنند، در صورت داشتن فضای لازم، مرغ و خروس نگه‌دارند و تخم مرغ را خودشان تهیه کنند و بسیاری کارهای دیگر؛ اینگونه می‌توانند کمک شایانی به همسر خود در این وضعیت بکنند.
نباید تصور شود که زن خانه‌دار هیچ کمک اقتصادی نمی‌تواند داشته باشد. نباید زن خانه‌دار را فردی غیرمولد درنظر گرفت. زن خانه‌دار در صورتی که مهارت‌های خانه‌داری را به کار گیرد، در وضعیت فعلی؛ باری از اقتصاد خانواده برخواهد داشت که شاید حتی یک زن شاغل نیز نتواند تا این اندازه کمک کند.

این مطلب پیش از این در سرای مهرخانه به چاپ رسیده است.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.