شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

برای خاطر جاده

ظسفر را دوست دارم. نه برای مقصدش، برای در راه بودن. برای جاده. برای خط کشی سفید منقطع یا متصل وسط جاده. برای صدای ماشین¬هایی که با سرعت از کنارمان می¬گذرند و صدای غریب و بلند بادمانند می¬دهند. برای گل¬های ریز زرد کنار جاده که بدون توقع روییده¬اند. برای یکسره گوش کردن به موسیقی¬هایی که مدتها است در شلوعی روزهایم گم شده¬اند. برای خوردن چای لب¬سوزی که هر لحظه روی سر و صورتم می¬ریزد. برای تخمه شکستن و خیره شدن به کوه¬ها و دشت¬ها. برای خاطر خاک! خاکی که در شهرم، زیر آسفالت خیابان¬ها مدفون شده است. برای سیم¬های برقی که آسمان را خط¬خطی می¬کند. برای ساعت¬ها نشستن کنار همسر بدون هیچ دغدغه و حرف زدن و حرف زدن و حرف زدن. برای شبح کوه¬هایی که همیشه از کنارشان می-گذریم و هیچ¬وقت بهشان نمی¬رسیم. برای درخت¬های رنگی تازه شکوفه کرده. برای توپ¬های وسط سیم دکل¬ها که هیچوقت نفهمیدم برای چیست. برای شهرهایی که تنها ساختمان¬هایی ازشان می¬بینیم. برای اسم¬های غریب شهرها و روستاها. برای تابلوهایی که نشان می¬د¬هد چند کیلومتر تا مقصد مانده. برای دیدن خانواده¬ها در ماشین هنگام مسافرت. برای دیوار نوشته¬های تبلیغاتی کنار جاده. برای نگاه کردن به آدم¬هایی که کنار جاده ایستاده¬اند،غذا می¬خورند،عکس می¬گیرند،می¬خندند. برای کاروان-سراهای چند صدساله مخروبه. برای مزرعه¬های گندم و بلال و دیگرانی که سردرنمی¬آورم چیستند. برای مساجد و امامزاده¬هایی که گلدسته¬هایشان از دور پیدا است. برای صندوق¬های صدقه بعد از عوارضی¬ها. برای بادی که از پنجره روسری¬ام را می-رقصاند. برای اولین نمازهای شکسته در سفر، برای میوه پوست کندن و گذاشتن در دهان راننده. برای همخوانی کردن با آوازهای دلخواهم. برای تخیل کردن در سکوت جاده و سفر به دنیای خیال همراه با جاده. جاده را دوست دارم در سفر.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.