شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

ببخشید، شما برای چه درس می‌خوانید؟

شاید این سوال را تا به حال کسی از شما نپرسیده باشد. این سوال که «شما به چه دلیل درس می‌خوانید؟». عموم مردم درس خواندن را یک امر بدیهی می‌گیرند. نه حتی یک امر بدیهی، بلکه یک ارزش قلمداد می‌کنند. مثلا یک مادر یا پدر، آرزویش برای فرزندش درس خواندن و پیشرفت کردن است. اگر بخواهد از افتخارات فرزندش بگوید، دربارۀ تحصیلات و رشته و دانشگاهش حرف می‌زند. اما آیا درس خواندن و ادامه تحصیل دادن در مقطع آموزش عالی به خودی خود ارزشمند است؟ درس خواندن به هر قیمتی؟

هر انتخابی در زندگی، جای انتخاب‌های دیگر ما را می‌گیرد. یک انتخاب به معنای از دست دادن یک انتخاب دیگر است. به معنای دست کشیدن از گزینۀ دیگر. انسان در طول روز بیست و چهار ساعت زمان دارد. اگر یک فرد درس خواندن را در برنامۀ زندگیش قرار دهد، ساعاتی از کل روز را باید برای سرکلاس بودن و درس خواندن بگذارد. بنابراین لازم است یک انتخاب را با توجه به گزینه‌های پیش رو و انتخاب‌های دیگر و با اولویت‌گذاری انجام دهیم.

زنان و مردان، هر کدام به تناسب طبیعت خود در زندگی، مسئولیت‌هایی دارند که انتخاب‌های آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مردان مسئولیت زندگی و تامین اقتصادی را برعهده دارند و زنان مسئولیت فرزندآوری و پرورش آن را.

پس با این مسئولیت، یکی از انتخاب‌های مهم هر زنی در زندگی، ادامه تحصیل دادن یا ندادن است. دخترها وقتی به سال سوم دبیرستان یا پیش‌دانشگاهی می‌رسند، روبه‌روی این انتخاب قرار می‌گیرند و بعضی زن‌هایی که بعد از گذشت سال‌ها از گرفتن آخرین مدرک تحصیلی‌شان، این وسوسه گوشۀ ذهنشان می‌نشیند که دوباره درس بخوانند.

اما زن‌ها معمولا برای چه درس می‌خوانند؟ هدف یک زن از ادامه تحصیل چیست و چه باید باشد؟ یکی از عواملی که قصد و نیت فرد را برای ادامه تحصیل مشخص می‌کند رشته‌ای است که فرد قصد ورود به آن را دارد. وقتی یک نفر از اطرافیانش دربارۀ یک رشته سوال می‌کند، از پسِ این سوال‌ها، اهدافش معلوم می‌شود. برای یک نفر ممکن است ادامه تحصیل با هدف ارتقای جایگاه اجتماعی باشد، برای اینکه بگوید بله! من هم تحصیل‌کرده‌ام. برای یک دختر دیگر می‌تواند با هدف استقلال مالی و دست‌یابی به جایگاه اقتصادی باشد. در اینجا شغل و درآمدی که از تحصیل در آن رشته، عاید فرد می‌شود، بسیار اهمیت دارد. برای یک نفر دیگر ارتقاء جایگاه اداری مد نظر است. برای کس دیگر علاقه بیش از هر چیز مهم است. همۀ این اهداف گوناگون می‌تواند هدف از ادامه تحصیل باشد.

ما نمی‌توانیم بدون در نظر گرفتن مسئولیت‌هایی که دین و عرف و طبیعت بر عهدۀ ما قرار داده است، یک انتخاب را انجام دهیم. در واقع انتخاب درست، با در نظر گرفتن اولویت‌ها و گزینه‌های دیگری که در ذهن داریم و ارزیابی و قضاوت صحیح میسر است.

تامین مالی، مسئولیتی نیست که بر عهدۀ زن در خانواده باشد. نه اینکه زن‌ها نباید موقعیت اقتصادی داشته باشند بلکه به این معنا که مجبور نیستند این مسئولیت را برعهده گیرند. این مسئله با این پیش‌فرض نیست که زن توانایی تامین مالی را ندارد بلکه این پیش‌فرض را دارد که زن مسئولیت‌های مهم دیگری دارد که برای او از پول درآوردن با اهمیت‌تر است.

یک دختر از هنگام بلوغ درگیر مسائلی می‌شود که مستقیما با مسئولیت اصلی او در زندگی مرتبط است و آن هم بچه‌دار شدن و مادر شدن است. اگر خدا و دین را هم کنار بگذاریم، با نگاهی به شکل بدن و تغییرات ماهانه می‌توان فهمید، طبیعت یک زن، بچه‌دار شدن را در نهاد او قرار داده است.

حالا با در نظر گرفتن این مسئولیت، و نداشتن مسئولیت مالی، انتخاب‌های ما چقدر تغییر می‌کند؟ اگر مادری، تربیت فرزند را الویت انتخاب‌های پیش رویش قرار دهد، دیگر تحصیلاتی که به روند این تربیت لطمه بزند را انتخاب نمی‌کند. اگر دختری، مادری را مهم‌ترین وظیفۀ خود بداند، دیگر از زیر بار ازدواج به خاطر تحصیل کردن، شانه خالی نمی‌کند. دیگر زن متاهلی، حاضر نخواهد شد این وظیفه را به خاطر تحصیل کردن به تعویق بیندازد.

اگر پیش‌فرضمان این نباشد که وظیفه‌ای در قبال مسائل مالی داریم، رشته‌هایی مانند مهندسی معدن را انتخاب نمی‌کنیم. و دیگر بیشترین انگیزۀ ما برای انتخاب یک رشته، شغل یا درآمدش نخواهد بود. اگر مسئولیت‌های مهم‌تری برای خودمان قائل باشیم، علایق صرفا فردی، انتخاب ما را شکل نمی‌دهد بلکه یک مسئولیت اجتماعی، انتخاب ما را رقم خواهد زد.

بنابراین درس خواندن و ادامه تحصیل یک ارزش نیست. بلکه ابزاری است برای رسیدن به یک هدف والا. این هدف برای زنان و دختران می‌تواند «مادر خوبی شدن» باشد. در اینجا است که اولویت‌های ما برای انتخاب رشته کاملا متفاوت می‌شود. اگر زنی برای اینکه بتواند فرزند صالحی تربیت کند، به سراغ ادامه تحصیل رود، این انتخاب، انتخابی برای مسئولیت اصلی او است. و تنها در اینجا است که ادامه تحصیل ارزشمند می‌شود. درس خواندنی که منجر به لطمه زدن به تربیت کودک شود یا به حریم خانواده آسیب بزند، نه تنها ارزش نیست، بلکه ضد ارزش است.

بنابراین برای مادر بهتر شدن، کدام رشته را باید انتخاب کرد؟ به نظر می‌رسد بعضی از رشته‌های علوم انسانی کمک بیشتری به مادران آینده و امروز می‌کنند. رشته‌هایی که با تحصیل در آن، نگاه مادران به زندگی و تربیت فرزند عوض می شود.

پی‌نوشت: این یادداشت برای نشریۀ اینترنتی چارقد نوشته شده است.

این مطلب در جهان نیوز.



پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.