شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

متولد هفدهم فروردین هزار و سیصد و شصت ‌و‌ شش هستم. در دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ منطقه ده با عشق و علاقه دیپلم انسانی‌ام را گرفتم و بعد در رشتۀ علوم اجتماعی، گرایش پژوهشگری اجتماعی (جامعه‌شناسی خودمان) از دانشگاه تهران لیسانسه شدم. بعد تغییر رشته دادم و در حال حاضر دانشجوی کار‌شناسی ارشد رشتۀ فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه علامه هستم. این وبلاگ آشی است از همۀ دغدغه‌های من. دغدغه‌های ادبی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تحصیلی‌ام.

Be Sociable, Share!


پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.