شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

شرط‌بندی پاسکالی

خدا یا خدایان مسلهٔ همیشگی انسان بوده است در بیشتر زمان‌ها. در جهان اخیری که خود را با خدا جمع نمی‌کند، بی خدا زیستن جدا رنج‌آور است. شاید چون انسان برای خودش کافی نیست.
برای من قبول خداوند، شرطبندی پاسکالی است. اگر خدا باشد و من نپرستمش نه تنها دنیای دیگری ندارم بلکه همین دنیا را هم ندارم. من بی‌خدا، خیلی زود به ته خط رسیدم و رنج تجربهٔ نیست‌انگاری مدرن دنیایی برایم باقی نگذاشت.
خدا با هر قرائتی، اتفاقی است عاطفی که یکبار باید تجربه‌اش کرد که بهش ایمان آورد. یک روز فهمیدم که نباید دنبال خدا در کتاب‌های فلسفه بگردم، باید نیمه شبی، دم اذانی، بین الطلوعینی وقتی غصه‌ها سینه‌ام را تنگ کرده است، قلبم را گشاده کنم، روی سجاده بنشینم و لمسش کنم، از ته ته ته قلبم.
امسال را دوباره با او آغاز می‌کنم و خوشحالم که زندگی به طرزی باورنکردنی این بار به جای فراموشی، مرا بیشتر یادش می‌اندازد.
#خدا
#بی_خدایی
#نیهیلیسم
#ایمان_به_خدا
#باور_به_خدا

Be Sociable, Share!

نویسنده: زهرا مینائی - ساعت ۱۰:۴۲ ب.ظ روز ۰۴ فروردین ۱۳۹۶ | دیدگاه (۰)


پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.