چه سرنوشت غمانگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود (حسین منزوی)
جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتابهای «مترجم دردها» و «همنام» نوشته شده است. طرح کلی داستانهای او، دربارۀ هندیهایی است که در آمریکا زندگی میکنند و با سنتهای خود و اقتضائات کشور جدید در جدالاند. معمولا خانواده در نوشتههای او پر رنگ است. یکی از ویژگیهای نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسلکننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک میکند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزهی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در ردهبندی نیویورکتایمز جزو کتابهای پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته میشود.
اما چیزی که بیش از هر چیز در نوشتههای او توجه مرا جلب کرد، بازنویسی تجربیات او از منظر یک زنِ هندی است که در آمریکا زندگی میکند. او از آنچه هست میگوید. از آنچه که در طول زندگی خود تجربه کرده است. از آنچه که ریشه در آن داشته است. و این به این معنا نیست که از جاییکه در آن زندگی کرده نمیگوید. در واقع پیوند واقعبینانه و هنرمندانه بین هویت هندی و سبک زندگی آمریکایی است که داستانهای او را از دیگر داستانها متمایز میکند. او نه تنها از هویت خود فرار نکرده، بلکه در محیطی بسیار متفاوت با هویت خود، برای این هویت جایی قائل شده است و اینگونه هویتاش را در این سبک زندگی به رسمیت شناخته است. در همهجای این کتاب، ردپای تبار هندی او را میتوان دید .او به جای اینکه با تاثیرپذیری از محیط، یک نویسندۀ تمام عیار آمریکایی شود، زوایای پنهان رگ و ریشۀ خود را به تصویر میکشد. داستانهای او هم آمریکایی است و هم آمریکایی نیست. آمریکایی هست چرا که معمولا در آمریکا و اروپا با همان سبک زندگی و اعتقاد و متاثر از آن فرهنگ است. آمریکایی نیست چرا که لاهیری تلاش نمیکند خود را انکار کند. تلاش نمیکند از زبان یک آمریکایی مادرزاد بنویسد. آنچه را مینویسند که هست.
این نکته باید قابل توجه نویسندگان ایرانی باشد. نویسندگانی که گمان میکنند هرچه شبیهتر به خاستگاه رمان بنویسند، آثارشان با ارزشتر است. گمان میکنند هرچه غربیتر بنویسند، آثارشان بیشتر مورد توجه واقع میشود. و سعی میکنند تمام لایههای هویتی خود را نه تنها پنهان بلکه انکار کنند.
نوشتن چیزی جز از خود نوشتن نیست، گاهی در قالب شعر، از درون گفتن میشود؛ گاهی با تخیل در میآمیزد و داستان میشود. گاهی داستان کوتاه، گاهی رمان، گاهی داستان بلند. مهم برای نویسنده این است که از خود بنویسد. از هر آنچه تجربه کردهاست. از هر آنچه به آن اعتقاد دارد. از آنچیزی که در درون او است و باید بیرون بریزد. وجود او، هویت او، دین او، زبان او، همگی مدال برتری او است. لازمۀ این از خود گفتن، این است که خود را قبول داشته باشد. نه خود را، هویت خود را، جامعۀ خود را، کشور خود را، دین خود را. به نظرم نویسندگانی که «خود» را سرکوب میکنند و ژستهای روشنفکرانه و غربی میگیرند، اولین گام را برای نویسنده شدن، اشتباه برداشتهاند.
باید آنچیزی را نوشت که از درون ما بر میخیزد. آن است که ارزش دارد. وگرنه حرفهای دیگر را که بقیه زدهاند و بهتر هم زدهاند.
این مسئله را میتوان در ادبیات دفاع مقدس دید. باید به کدام بعد از جبهه و جنگ پرداخت؟ با چه رویکردی به این اتفاق نگاه کرد؟ شاید یکی از اولین داستانهایی که از ادبیات جنگ خواندم «عقرب، روی ریلهای راه آهن یا از این قطار خون میچکه» بود. قبلاش ادبیات جنگ جهانی اول و دوم زیاد خوانده بودم. آثار بل و دیگر نویسندگانی که در فضای جنگهای جهانی نوشته بودند. «عقرب» را چیزی متمایز از آنها ندیدم. عقرب دربارۀ جنگ ایران و عراق بود اما اگر اسمها حذف میشد، فکر میکردی دربارۀ جنگهای جهانی است. هیچ نگاه متفاوتی از جنگ در نگاه ادبیات جهان، در این کتاب دیده نمیشد. اما دیگر آثار ادبیات دفاع مقدس، نگاه متفاوتی است به جنگ. نگاهی که آدمها را به تعجب وا میدارد. نگاهی که در متون نظری تبدیل به کلیشه و شعار میشود و جای بیانش، داستان و شعر و ادبیات است. نگاهی به جنگ که بیانش چنان ظرافتی میخواهد که جز با تمام وجود و جز با بروز درون، میسر نیست. ادبیات دفاع مقدس، آنچیز متمایزی است که باید به زبان داستان گفت. آنچیزی که اگر آزادانه در دنیا ترجمه شود، مورد توجه واقع خواهد شد. ادبیات دفاع مقدس، ایرانی است. از نگاه ایرانی و اسلامی ما برخاسته است و این است که ارزشمند است.
۳ دیدگاه
جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتابهای «مترجم دردها» و «همنام» نوشته شده است. طرح کلی داستانهای او، دربارۀ هندیهایی است که در آمریکا زندگی میکنند و با سنتهای خود و اقتضائات کشور جدید در جدالاند. معمولا خانواده در نوشتههای او پر رنگ است. یکی از ویژگیهای نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسلکننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک میکند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزهی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در ردهبندی نیویورکتایمز جزو کتابهای پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته میشود.


I am totally wowed and prpeaerd to take the next step now.
استادمون ناصر خان تقوایی همیشه میگه: نویسنده ها زندگی خصوصی ندارن. منظورش همینه که نویسنده باید از خودش بگه. و از اون چیزی که دیگران تجربش نکردن یا جرئت گفتنشو ندارن.
I just want to say I am just all new to blogging and site-building and really loved you’re web-site. Likely I’m want to bookmark your blog . You absolutely come with awesome stories. Many thanks for sharing with us your website page.