شهر من شهروندی پُر از ماشین و سیمان است هر روز/ شهر من هم عاشقی با چشم گریان است هر شب/شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند/شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند/ شهر من بخند

نسل جدید «چادری ها»

قبل تر چادر پوشیدن یا نپوشیدن مسئله نبود. دخترها همانطور که شوهرداری، ادارۀ خانه، غذا پختن و بچه داری را یاد می گرفتند، حجاب را هم از مادر و مادربزرگ هاشان اکتساب می کردند. حالا هر نوع حجابی که در خانواده داشتند. بعد از انقلاب چادر تبدیل به یک نوع حجاب رسمی نظام شد و به یک ارزش تبدیل گشت. این برای نسل انقلاب خیلی پر رنگ بود، اما انتقال این ارزش با همان مکانیزم سنت صورت گرفت. یعنی این ارزش تنها به خاطر اینکه در نسل ها ادامه داشت، پیروی شد نه به خاطر ارزشی که در خود داشت.
با رواج رسانه های غیر دولتی مانند ماهواره و دستگاه ویدئو که فرهنگ غربی را به خانه ها می آورد، کم کم خرده فرهنگی شکل گرفت که نه تنها حجاب را تبلیغ نمی کرد بلکه بی حجابی را تبلیغ می کرد. این خرده فرهنگ با تنظیم خود با شرایط اجتماع، تبدیل به خرده فرهنگ بی‌حجابی در داخل کشور شد و در لایه های زیرین و مردمی نفوذ کرد. البته اول در شهرهایی رشد کرد که نظارت اجتماعی به شکل سنتی آن  در این شهرها کمتر بود؛ مانند تهران. هرچه شهر، شکل سنتی خود را از دست می داد؛ محله ها از بین می رفتند، خانه ها آپارتمانی می شد؛ کسی به همسایه اش کاری نداشت و آدم ها در کوچه غریبه می شدند، خرده فرهنگ بی حجابی مجال بیشتر برای ابراز وجود پیدا می کرد. علاوه براین خانواده هایی که از قبل از انقلاب با حجاب نبودند، پذیرای این وضعیت شدند و آن را بیشتر در جامعه عمومی کردند. در طی بیست سال، این خرده فرهنگ چنان قوت گرفت که نسل سومی های انقلاب که چادر را با پیروی از والدین می پوشیدند در مقابل این سوال قرار گرفتند که:« چرا چادری شدی؟ یا چرا چادر سر می کنی؟»
«چرا چادری شدی» به این معنا است که آدم ها به طور طبیعی چادر سر نمی کنند. یعنی پس زمینۀ با حجابی و بی حجابی، با حجابی نیست، بلکه بی حجابی است. آدم ها به طور معمول بی حجاب اند مگر اینکه خلاف اش ثابت شود. وقتی این سوال را از یک دختر بپرسند، یعنی او خلاف رویۀ طبیعی عمل کرده است. و باید در مقابل این وضعیت پاسخگو باشد. باید بتواند دلیل مستدل و محکمی برای آن بیاورد. به این ترتیب دختر باید چادر را انتخاب کرده باشد و برای این انتخاب دلیل داشته باشد.
در حالیکه به طور معمول اکثریت جامعۀ ایران در نسل دوم انقلاب، چادری بودند و این سوالی بود که خرده فرهنگ بی حجابی با قدرت گرفتن در افکار عمومی، برای چادری ها به ارمغان آورد. به ارمغان آورد چرا که بعد از آن نوجوان هایی که چادری بودند، در مقابل این سوال جدی، که در  طول عمرشان کم هم ازشان نمی پرسیدند، تامل می کردند، تفکر می کردند، تجربه می کردند و بعد دست به انتخاب می زدند.
در این زمانه هنوز هم که هنوز است، چادری ها این سوال را در مدرسه و کلاس زبان و خیابان و اتوبوس می شنوند و اگر قبل اش به آن فکر نکرده باشند، انگار که کار بدی مرتکب شده اند. اگر نگویند من خودم انتخاب کرده ام و بگویند به خاطر پدرم یا مادرم سر می کنم، آن دختر یا خانم مانتویی پوزخندی می زند و فکر می کند که اینها از روی اجبار است. و نمی فهمد که خیلی وقت ها نه از اجبار بلکه از محبت است یا از نظارت اجتماعی محله یا فامیل. و نمی فهمد که اینها هم کارکرد خودش را دارد. نمی فهمد که خودش هم از سر تبلیغ رسانه و تاثیر رسانه بر ناخودآگاهش بدحجاب شده. و این به نظرش اشکالی ندارد.
در هر حال در این قصه، این نوجوان ها اند که بعد از روبه رو شدن با این سوال، دو کار می کنند؛ یا چادر را انتخاب می کنند و یا نمی کنند. چه خانوادۀ چادری داشته باشند و چه نداشته باشند. این باعث می شود که چادری های نسل سوم و چهارم انقلاب، چادر را آگاهانه و با اعتقاد انتخاب کرده باشند. انتخابی که از مقاوت در مقابل خرده فرهنگ بی حجابی نشات گرفته است. شاید اینگونه به سمت کمتر شدن تعداد چادری ها پیش برویم، اما چادری هایی که چادری می مانند؛ نسل جدیدی را شکل داده اند که به چادر اعتقاد دارند، درباره اش فکر کرده اند و انتخاب اش کرده اند.
با این حال نظام تعلیم و تربیت یا رسانۀ ما به این انتخاب چقدر کمک کرده است؟ آیا لوازم تفکر و تامل و تحقیق دربارۀ حجاب را در اختیار دانش آموزان و دانشجوها قرار داده است؟  نباید آدم ها را در مقابل سوال «چرا چادری شدی» تنها گذاشت. باید به آنها ابزار داد و گذاشت که انتخاب کنند. اما با مواد تفکر کردن.

بازتاب‌ها:

 تریبون مستضعفین

فردا نیوز

مشرق نیوز

بی‌باک نیوز

ندای انقلاب

یالثارات الحسین

زنان پرس

Be Sociable, Share!

نویسنده: زهرا مینائی - ساعت ۱۱:۲۷ ق.ظ روز ۰۹ شهریور ۱۳۹۰ | دیدگاه (۳۶)

۳۶ دیدگاه
  1. کوثر گفت:

    سلام زهرا جان. چند تا نکته داشت که خیلی عالی بود. ممنون 🙂

  2. سلام طوری از چادر نوشتین که چادری نبودن را مصداق بی حجابی دونستید . نمی دونم این مطلب را در پاسخ به اهانت کلهر به چادر نوشتید که اگر اینطور باشه حق ندارین برای دفاع از چادر به کسانی که مانتویی هستند توهین کنید و اونها رو خیلی راحت ! بی حجاب خطاب کنید . اگر هم خواستید بگید با چادری که سر می کنید خیلی کار بزرگی می کنید و سختی می کشید و در نهایت خیلی اجر می برید که نیاز نیست تو بوق و کرنا کنید ؛ انشاالله پروردگار پاداش کارتون رو میدهد . به هر حال بیایید به آیه شریفه ” لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی” احترام بگذارید و بترسید شاید در قیامت بر اساس درون در مورد ادم ها قضاوت بشه ! البته شاید در جامعه ای که انسان ها نمی خواهند حتی ده دقیقه برای شناخت همدیگه وقت بذارند قضاوت بر اساس ظاهر ساده ترین راه باشه اما من ایمان دارم که قاضی عالم درون را می نگرد “ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را ”

    یا علی

    • زهرا مینائی گفت:

      اول اینکه این متن خیلی قبل تر از داغ شدن بحث چادر به خاطر نیمچه مقاله ای در یک روزنامه نوشته شده بود. دوم اینکه اصلا بحث چادر یا حجاب و اینکه چی حجاب است و چی حجاب نیست، مطرح نیست. بهتر است یک بار دیگر متن را بخوانید بدون اینکه ارزش داوری داشته باشید. اینجا حتی بحث چادری و مانتویی و بد حجاب هم نیست. خرده فرهنگ مفهومی فراتر از بدحجاب و بی حجاب است. حتی یک چادری هم می تواند از خرده فرهنگ بی حجابی تاثیر بپذیرد. این برای هر آدمی پیش می آید. بعد هم نخواستم بگویم چادر سر کردن کار بزرگی است. بحث انتخاب است. متن توصیفی است. به نظر من در نسل جدید چادری ها ( و حتی محجبه ها) آدم ها با فکر انتخاب می کنند و این به خاطر همین خرده فرهنگ بی حجابی است. لپ کلام همین بود!

      • احمد گفت:

        سلام
        گاهی وقتا وقت کم میاری برای خوندن، گاهی فهم و گاهی هر چیز دیگه ای که نتونی یه متن رو بخونی و بفهمی حتی.
        خوب شد تو جواب به این دوست مون مخلص کلام رو فرمودید.
        بسیار عالی بود…

        • حسان گفت:

          با سلام
          چند نکته ۱٫ روز قیامت خداوند علاوه بر باطن بر ظاهرهم حکم میکنه و معیار رو اهل بیت قرار میده اگر کسی از معیار خارج شد وبه معیار اهمیت نداد خداوند اون رو توبیخ میکنن و….
          ۲٫ بله اینکه قران میفرماید لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی صحیح ولی خلط مبحث نشود این اکراه واجبار در مورد پذیرش ابتدایی دین است نه احکام وضوابط دینی
          مثلا شما مخیرید{ اجباری ندارید} که در آوزش وپرورش استخدام بشید یا در سایر ادارات
          اما وقتی وارد یک اداره شدید و خودتون رو عضو اون اداره میدانید باید طبق ضوابط آن عمل کنید والا اگر تخلف کنید قطعا با شما برخورد خواهد شد دقت کنید
          ۳٫البته ما مخالف مانتویی بودن نیستم وظیفه امثال ما این است که بگوییم و یادداوری کنیم که نظر خداوند متعال در مورد مخلوقش که از طریق اسلام بیان شده این است
          ۴٫البته که باید امیدوار به کرم وعنایت خود هم بود ولی از قدیم گفتن “از کوزه همان تراود که در اوست” یا علی مددی

        • Alex گفت:

          Your post has lifted the level of dabete

  3. اسد گفت:

    نکات بر حقی در متن بود ، اما امیدوارم به مانتویی های محجوب بر نخورد .

  4. اسد گفت:

    در توضیح باید بگویم که بهتر بود به جای واژه مانتویی در متن از واژه بد حجاب یا کم حجاب استفاده می کردید . چون مانتویی های باحجاب هم در این جامعه بسیارند ،موضوع مهم رعایت مبانی شرع است نه صرفا پافشاری روی یک پوشش خاص ، که ممکن است تاثیر منفی و قهر گونه داشته باشد .
    اسد صاغری

    • زهرا مینائی گفت:

      با شما موافقم. اما راستش من که جامعه را می بینم خیلی مانتویی های محجبه کم می بینم. طوری که مانتویی توی ذهنم شده است بدحجاب. به نظرم اصلا اکثریتی نیستند. و آدم در نوشته ها معمولا اکثریت را در نظر می گیرد. اما باز هم موافقم که چادر و مانتو خیلی حساسیت برانگیز است و باید بیشتر در استفاده ازشان دقت کرد. قصد هیچ پافشاری هم نبود.

      • اسد گفت:

        سلام ،
        با اجازه وبلاگتان را به دوستانم پیشنهاد می کنم .
        در ضمن شوهر ، همسر است نه یک موجودی که نیاز به نگهداری و مراقبت داشته باشد ، بپرهیزد از این واژه ها !!!!

        یا علی

      • نسیم گفت:

        واقعاخدایی بگیدچنددرصدمانتویی هاحجاب اسلامی وپوشیده دارندازمن بپرسیدمیگم۰درصدامامنطقیش اینه که۲۰درصداوناواین امارهرروزروبه کاهش است پس بهتره اینقدرخودمونوعلاف نکنیم مانتویی باحجاب وجوددارداین ادمها لیاقت چادرراندارندالبته انهایی که مجبورندبخاطرشرایط خانواده یامحیط کاربی چادرباشندفرق میکنند تمام مانتویی هایی که اسمشان پوشیده است کم کم تحت هرعواملی میتونند بشنداون مانتویی هایی که الان می بینیم حجاب ۲دسته است باچادروبی چادرپس خودمونو بهتره علاف نکنیم که بدون چادرحجابمون کامله هرچقدرهم که پوشیده باشیم حجم بدنمون معلومه پس بدانیم که اگرفردی که به اصطلاح بهش میگن مانتویی پوشیده برایش خیلی مهم بودکه حجاب داشته باشد حجم بدنش رادراختیارنگاه مردان نمیگذاشت هرررررررررررچه قدرهم که باعفاف باشد پس خودمون روبه این چیزها( که خیلی ببخشید)خرنکنیم که یه مانتوی بلندوگشاد حجاب کاملیه البته کامل هست اما درایران یک نفراین مدلی پیدامیشه؟؟؟//

        • زهرا مینائی گفت:

          من دیدم و قطعا وجود داره. اینکه اون طور می مونه یا نه حرف دیگه ایه. و اینکه معلوم نشدن «حجم بدن» جزء معیارهای حجاب اسلامی هست یا نه هم به نظرم میشه درش تشکیک کرد. اما شاید مانتویی های با حجاب رو بشه دورانی دونست برای برداشتن چادر و بد حجاب شدن یا حتی برعکس برای گذر از بدحجابی به چادری بودن. ولی با این حال قطعا هستند آدم هایی که مانتویی با حجاب ان و تا آخر هم می مونن.

    • Uju گفت:

      Yup, that’ll do it. You have my appreication.

  5. امید گفت:

    با نظر شما تا حدودی موافقم .ولی نظر شخصی اینکه هر کجا که بحثی صورت میگیره باید لاقل یک راهکار ولو سطحی نیز پیشنهاد بشه ،حالا بنظر شما راهکار چیه ؟

  6. سلام خانم مینایی . من هم از دانش آموختگان دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی هستم .میخواستم اگر اجازه بدید سایتتون رو به در وبلاگم لینک کنم.

  7. علی گفت:

    چرا فکر میکنید نباید سوال از این که چرا چادری شدی طبیعی باشه؟
    دوم اینکه همانطور که بسیاری از چادری ها هستند که آگاهانه این گونه از حجاب رو انتخاب کردن، خیلی ها هم هستند که حجاب حداقلی (تا اونجایی که تو جمهوری اسلامی امکانش وجود داره) رو آگاهانه انتخاب کردن. و این درست نیست که بقیه رو صرفا تحت تاثیر رسانه های غیر حکومتی بدونین.

  8. آفرین زهرا جان
    روان و صریح
    موفق باشی

  9. هماناعفیف پاکدامن فرشته ای ازفرشته هاست….
    یاعلی

  10. ایوب گفت:

    حجاب برتر همان چادر است

  11. حسین گفت:

    سلام
    بجای اینکه با حجابها امر به معروف کنند بی حجابها امر به منکر می کنند

  12. با سلام و عرض ادب.
    متن خوبی بود اما چند نکته: ۱ .حجاب پشتوانه فکری و عقیدتی میخواد نه به تقلید.در نسل دوم این عقیده بیشتر دیده میشه تا نسل سوم. در نسل سوم خانواده چادری اما دختر بد حجاب بیشتر دیده میشه.و بالعکس
    ۲ .به نظر من اکثریت در ایران با حجاب هستند اما در کوچه ها کمتر حضور دارند.و به وقتش این اکثریت دیده شده.ذر نمایشکاه قران و ….
    ۳٫پیشنهادم اینه به جهتی که به دنبال نشر حجاب و الگوی ان باشیم بیشتر جذب کننده و نشر دهنده حجاب باشید تا وقت شما از گله های انتقادی به سمت نشر هدف باشد تا حتی بر بد حجاب نیز موثر باشد.

  13. اعلمی گفت:

    خواهر بزرگوارم.از چه غم داری وقتی الگوی جوانان صدا و سیماست با هزار مرغ و اون دختری که با شیطون رفیق شدو بدم چادرشو برداشت و از طرف دولت که هر روز چادرو پهن میکنن که غربی ها روش راه برن و با پول ملت ویژه نامه کشف حجاب میدن والگوی زنان میشه هیده تهرانی
    و از نمایشگاه حجاب ک ه ریاست جمهوری راه میندازه که الگو معرفی کنن و همه در خواب برای حفظ قدرت به بهانه اسلام بیش از این جووناش نخواه و توقع نداشته باشکاری نکردیم برا حجاب که منتظر جواب باشیم
    بودجش داره میره برا انتخابات مجلس.حکایت همچنان باقیست
    .خوش به حال شهدا که رفتن و بچشون و به خوارج سپردن.

  14. با سلام
    بسیار زیبا و قشنگ نشان دادید دیدگاه عمیقی که پشت حجاب کامل خواهران محجبه نسل جدید وجود دارد
    خدا خیرتان بدهد
    ولی متاسفانه نمی دانم چرا در صدا و سیما و مطبوعات ما خیلی در زمینه حجاب فرهنگسازی نمیکنند 

  15. سلام به شما خواهر گرامی
    از متن خوشم اومد چرا که سوالی رو که تو ذهن خیلی از دخترای راهنمایی جا خشک کرده بود عنوان کردی که خارج از نوع برداشت هایی که از این سوال میشه کرد به نظرم رسید نکاتی رو بگم:
    بی حجابی بیحجابیه !!حالا برخی از دوستان اسم کم حجابی یا بد حجابی یا کم لباسی یا … رو روش میزارن نمیدونم چه فکری میکنن.وقتی اسلام میگه زن پوششش تا کجا باشه نمیشه از خودمون فتوا بدیم که اگه فلان لباس یا فلان جامه رو بپوشیم کار حله!!یا از اون طرف وقتی به مرد میگه نگاهتو بپوشون نباید دیگه دنبال این باشه که مثلا حاج اقا ما میتونیم به موی دختر عمو نگاه کنیم یا نه!!!!!حدود مشخصه از اون طرفم نباید مثل طالبان برخورد کرد و همه رو از اسلام و دین و دیانت دور کرد.دین در مرحله اول یه امر شخصی و در مرحله بعد یه امر اجتماعیه.
    ۲)وقتی یه قطره خون میفته تو یه ظرف ماست سریع میشه پیداش کرد و لی اگه یه قاشق ماست تو یه سطل مایت بیفته چطور؟!!!تو جامعه امروز ماهم قضیه همینه وقتی یه نفر با پوشش ضد دینی میاد تو خیابون زود به چشم میاد پس زیاد اوضاعم خراب نیست…
    ۳)من که به شخصه خیلی خوشحالم وقتی سیل مردوم رو زمانی که به مسجد سرازیر میشن رو میبینم چون تو این طوفان تبلیغات منفی علیه اسلام و دین باز مردم از سنین کم تا کهنسال باورشون رو سفت چسبیدن
    ۴)چرا باید با حجاب ها جواب بدین اونایی که دستورات دین رو زیر پا گذاشتن جواب بدن چرا بیحجاب شدن.یکی از دوستام در مورد حجاب دختران تو جمع صحبت میکرد و از ازادی دختران حرف میزد منم دیدم داره خیلی تند روی میکنه و حسابی با استدلالاش مخ بچه ها رو میخوره بهش گفتم چقدر به حرفات اعتقاد داری گفت به اندازه جونم.منم با کمال پر رویی گفتم از فردا زنت رو اون جوری که اعتقاد داری بیار تو خیابون من و دوستان میایم تماشا و اگه نظرت خوب بود ازت الگو میگیریم.بنده خدا ساکت شد و دیگه چیزی نگفت.
    ۵)زن یه کالا نیست بلکه عفت و پاکدامنیست.
    شاید برخی مطالب زیاد به این نوشته ربط نداشته باشه ولی به نظرم رسید بگم.

  16. سلام

    اطلاعیه اولین فراخوان وبلاگی من و چادرم : «چی شد چادری شدم؟»:

    دیدیم شیطان صفتان، برای پاکی قلب معصوم خواهران و برادرانمان نقشه ها کشیده اند

    دیدیم قبح گناه می ریزند و بی حیایی را ترویج میکنند

    دیدیم به اسم آزادی جسم، انسانیت را به اسارت می کشند تا حیوان بسازند

    دیدیم عمق نگاه ها را کوتاه می کنند تا بالا را از یاد همه ببرند

    دیدیم عرفان کاذب را تبلیغ می کنند؛ دین بدون تکلیف را، تا به عکسی در آب از ماه محروم سازند

    دیدیم چادر را نشانه گرفته اند

    دریغمان آمد نگوییم از لذت بی نهایت این انتخاب خدایی

    دریغمان آمد نگوییم از زیبایی بی نهایت وقار

    دریغمان آمد نگوییم که یک بار امتحان کنید لذت باخدا بودن را، برای خدا انتخاب کردن را، تیر چشم شیطان شدن را، مجاهد راه خدا بودن در جهاد اکبر را

    ای کاش همه بگویند

    همه ی آنها که حتی به خوب هم قناعت نکرده اند، به حداقل ها قانع نشدند،

    برتر را برگزیدند

    …..

    اولین فراخوان وبلاگی من و چادرم : «چی شد چادری شدم؟»

    خاطرات زیبای خود را از چادر و به خصوص لحظه ی انتخاب آن به عنوان پوشش را بنویسید و در صورت تمایل به ما هم اجازه دهید آن را در این وبلاگ بازنشر دهیم

    دوستانی که وبلاگ ندارند هم می توانند خاطرات خود را به ایمیل ما ارسال کنند:

    اجرکم عندالله

  17. Colonel گفت:

    AFAIC that’s the best awnser so far!

  18. Lenard Shaddix گفت:

    I just want to mention I’m new to weblog and definitely liked your web site. Likely I’m going to bookmark your blog post . You certainly come with remarkable posts. With thanks for revealing your web-site.


پیشخوان
  • با نگاه غریب بنویسیم
  • جومپا لاهیری یک نویسندۀ هندی تبار است. او در لندن به دنیا آمده و در سه سالگی به آمریکا رفته و در آنجا بزرگ شده است. «خاک غریب» بعد از کتاب‌های «مترجم دردها» و «هم‌نام» نوشته شده است. طرح کلی داستان‌های او، دربارۀ هندی‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند و با سنت‌های خود و اقتضائات کشور جدید در جدال‌اند. معمولا خانواده در نوشته‌های او پر رنگ است. یکی از ویژگی‌های نثر او تصویر جزئیات ریزی است که نه تنها کسل‌کننده نیست بلکه به ترسیم دقیق فضا در ذهن خواننده کمک می‌کند. لاهیری در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی فرانک اوکانر را برای همین کتاب برد. همچنین این کتاب در رده‌بندی نیویورک‌تایمز جزو کتاب‌های پرفروش سال ۲۰۰۸ شناخته می‌شود.

    (بیشتر…)

    لینکهای روزانه
    برخی از حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای نویسنده محفوظ اند.